متهم فقط توانست پانزده دقیقه قبل از این که به اعدام محکوم شده و به چوبه دار سپرده شود، با وکیل خود دیدار کند. زمانی هم که خانم وکیل به مقامات اعتراض کرد، هیچ کس اعتراض او را پاسخ نداد. زمانی که وکیل تلاش کرد به جلسه دادگاه وارد شود، تهدیدش کردند که اگر پافشاری کند، دستگیر می شود. زمانی هم که صدایش درآمد و اعتراض خود را عمومی به این بی قانونی و بی عدالتی و زیرپاگذاشتن قوانین اعلام کرد، تلفن موبایلش را قطع کردند.
در پیامی که به صورت پیامک به موبایل او ارسال شد، این پیام دیده شد:«متاسفانه به رغم هشدارها و اخطارهای مختلف، شما به تماس های خود با رسانه های ضدانقلاب ادامه داده اید و از امروز به مدت دوماه، تلفن موبایل شما قطع می شود.»

حالا نسرین ستوده، وکیل دادگستری با خشم، نگرانی و سرگشتگی دست به گریبان است. فکر و پرونده موکلش، آرش رحمانی پور که 20 سال داشت و دو هفته پیش اعدام شد، رهایش نمی کند.

(Newsha Tavakolian / Polaris / For The Times / November 3, 2007)

خانم ستوده که 46 سال دارد، در گفت وگویی در دفترش و به گونه ای احساسی و عاطفی گفت:«ما به عنوان وکلای مدافع حقوق بشر زیر فشار و محدودیت سنگینی قرار داریم و مدام را فشار و تهدید و توهین قرار داریم. آنچه مرا ناامید و سرگشته و تلخ کرده این است که هرکاری برای دفاع از موکلان خود می کنیم، هیچ کاری از دستمان برنمی آید.»

مقامات قضایی جمهوری اسلامی، آرش رحمانی پور رضا علی زمانی 37 ساله را به اتهام عضویت در گروهی به نام انجمن پادشاهی ایران اعدام کردند و به رغم اعتراض ها و محکومیت های گسترده، 9 تن دیگر را هم در روزهایی که یادبود پیروزی انقلاب را در ایران جشن می گیرند، به اعدام محکوم کرده اند.

مخالفان دولت و رهبران اپوزیسیون وعده داده اند که راهپیمایی 22 بهمن را به اعتراض و تظاهرات ضد دولتی تبدیل کنند. آنها از حامیان خود خواسته اند به خیابان ها بیایند.

رحمانی پور در فرودین ماه سال جاری دستگیر شد. هفته ها پیش از انتخابات پرسرو صدا و منتهی به اعتراض و آشوب خردادماه. اما در جریان دادگاه هایی که از آن ها به عنوان دادگاه تلویزیونی یاد شد، محاکمه شده و با اتهام محارب روبرو شدند.

خانم ستوده می گوید آرش رحمانی پور، جوانی بود با زندگی دشوار و از خانواده ای فقیر در جنوب شهر تهران و محله شاهپور. به گفته خانم ستوده، پدر و مادرش از هم جدا شده اند و جداگانه زندگی می کنند و حتی پدرش در یک مورد مرتکب خلاف هم شده بود.

به گفته خانم ستوده، وی اجازه پیدا نکرده در جلسات محاکمه رحمانی پور، حتی یکی از آنها که تلویزیونی برگزار شد، حاضر شود. در همان جلسه دادگاه تلویزیونی بود که اتهام عضویت در انجمن پادشاهی ایران مطرح شد و به گفته خانم ستوده، او همان روز تهدید به دستگیری شد.

به خانم ستوده هیچگونه مدرکی از آنچه می گویند گناه او را اثبات می کند، نشان نداده اند. خانم ستوده می گوید اتهام یاد شده، به اقراری برمی گردد که چند سال قبل وی در حالی که تلاش داشته مواد منفجره بسازد، کرده است. به گفته خانم ستوده، دیگر مدارکی هم که در پرونده بوده، به رویت وکیل نرسیده و او نتوانسته نه آنها را ببیند و نه آنها را بررسی و یا رد کند.

او می گوید:«من نمی توانم از ماموران امنیتی که این پرونده را برای موکلم درست کرده اند، سوال کنم و چیزی بپرسم. اگر امکان گفت وگو با ماموران یاد شده را داشتم، برایشان دردسر می شد، چرا که ماموران امنیتی نظام از دیگر ماموران امنیتی نظام دستور می گیرند.»

بالاخره وکیل پرونده توانست مهرماه در اتاقی در بند دو زندان اوین، با موکلش ملاقات کند. زمان ملاقات 15 دقیقه بود و موکل با حالتی نگران به ستوده گفته پس از این که بازجویان، خواهر حامله اش را روبروی او نشانده اند، اقرار مرتبط با ساختن مواد منفجره را امضا کرده است. به گفته رحمانی پور، بازجویان گفته بودند اگر می خواهد خواهرش آزاد شود، باید هرآنچه بازجویان می گوید، انجام دهد.

رحمانی پور اقرارنامه را امضا می کند. خواهرش کمی بعد آزادی می شود اما کمی بعد به دلیل سقط جنین دیرهنگام، به بستر بیماری می افتد.

آن زمان دیگر رحمانی پور می فهمد که با خطر از دست دادن زندگی اش مواجه است. بازجویان پرونده، اتهام محارب را به فهرست اتهاماتش اضافه می کنند، اتهامی که یکی از مجازات آن مرگ است. (مجازات چهارگانه برای اتهام محارب عبارتست از به صیلب کشیدن، دار زدن، دست و پای مقابل را قطع کردن و تبعید.)

به رغم وعده های بازجویانش که با محکومیتی خفیف مواجه می شود، رحمانی پور به مرگ محکوم شد. خانم ستوده می گوید پس از این که حکم یاد شده در قرائت شد، رحمانی پور خود را جمع کرد و نامه ای به پدرش داوود نوشت و خود را به آرش کمانگیر تشبیه کرد.

قهرمانی اسطوره ای که جان خود را در کف تیری گذاشت و خود را فدا کرد تا از سرزمینش دفاع کند.

سه ماه بعد و بلافاصله پس از این که دادگاه تجدیدنظر حکم را تایید کرد، رحمانی پور اعدام شد. یک خبرنگار ساعت 9 صبح همان روز، به خانم ستوده تماس زنگ می زند تا واکنش او را جویا شود. نسرین ستوده می گوید:«زبانم بسته شده بود. نمی توانستم واژه ای برای توصیف شوکی که به من وارد شده بود، پیدا کنم. باورم نمیشد.»

او ادامه می دهد:«مجازات اعدام خیلی خیلی برای او زیاد و حکم سنگینی بود. تصور می کردم حداقل مجازات اعدامش در تجدیدنظر عوض شده و مورد عفو قرار گیرد.»

حوالی ظهر همان روز، پدر آرش رحمانی پور به خانم ستوده زنگ می زند. نسرین ستوده با تعجب می بیند که داوود با امیدواری از دیدار با پسرش در همان روز صحبت می کند. پدر آرش رحمانی پور می گوید روز دوشنبه آرش با خانواده اش صحبت کرده و به او گفته شده قرار است پنجشنبه آرش با پدر و مادرش دیدار کند.

و پدر آرش رحمانی پور هنوز نمی داند که چند ساعت پیش، پسرش اعدام شده است.

* رامین مستقیم خبرنگار ویژه لس آنجلس تایمز در تهران و برزو درگاهی خبرنگار این روزنامه در بیروت است.

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان