اما اوضاع پیش از این‌که در نهایت بهتر شوند بسیار بدتر از حال خواهند شد

ری تکیه، وب‌سایت پولیتیکو – ترجمه از ایران‌در‌جهان: اعتراضاتی که اکنون ایران را در می‌نوردند ناقض این باور پیش از این رایج هستند که شعله انقلاب سبزی که در سال ۲۰۰۹ تا پای سرنگونی جمهوری اسلامی رفت خاموش شده است. امکان این هست که نظام اسلام‌گرایی که ابایی از کشتن شهروندان خودش ندارد از پس آخرین چالش به قدرت خود هم بر بیاید. اگر این نظام باقی بماند، دین‌سالاری ایرانی مثل گذشته نخواهد بود و ضربه اصلی رویدادهای این هفته را هم ریاست‌جمهوری حسن روحانی می‌خورد. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و مرشدین تندرویش اکنون مشغول بررسی اوضاع هستند. احتمالا تصمیم می‌گیرند منتظر پایان آشوب شوند و بر افزایش سرکوب اصرار می‌ورزند.

روحانی از عوامل قدیمی رژیم است که در سال ۲۰۱۷ کارزار ریاست‌جمهوری کلبی‌مسلکانه و حیله‌گرانه‌ای برپا کرد. روحانی در قامت ابراهیم رئیسی با مخالف تندروی قدرقدرتی روبرو شده بود و بخش عمده کارزار انتخاب مجدد خود را صرف حمله به فساد مقامات کرد و حتی به یکی از سیاه‌ترین فصل‌های نظام، کشتار دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۹۸۸، اشاره کرد. او قول رشد اقتصادی سریع، منشور حقوق بشر و دولت مسئولیت‌پذیر و بدون فساد داد. روحانی خود از ستون‌های نظام بود و در تمامی اعمال سرکوبگرانه پیشین آن شرکت کرده بود (بخصوص در خیزش‌های دانشجویی ۱۹۹۹ و شورش سبز ۲۰۰۹) و به هیچ وجه قرار نبود دست به چنین اصلاحات گسترده‌ای بزند. این سیاست‌بازی نازلی بود که نتیجه‌اش نارضایتی عمومی و نهایتا اعتراضات سراسری بود که اکنون می‌بینیم. ریاست‌جمهوری او اکنون فلج شده و هم اعتماد مردم را از دست داده و هم اعتماد اولیگارش‌های محافظه‌کاری که هرگونه اصلاحات را راه خطرناکی به سوی سقوط نظام می‌دانند.

ریاست‌جمهوری روحانی در حالی ادامه می‌یابد که خامنه‌ای و تندروها احتمالا از قدرت عظیم خود در نهادها استفاده خواهند کرد تا بالاخره چشم‌انداز خود از حاکمیت اسلام‌گرایی خالص را تحمیل کنند. از نظر آن‌ها امروز هم اصلاح‌طلبان و هم میانه‌روها مظنونند چرا که تنها نتیجه وعده‌های آن‌ها تحریک شورش‌های مردمی بوده. محافظه‌کاران ایران ایدئولوژ‌ی‌ای دارند که هدف اصلی دولت را تحقق اراده خدا بر زمین می‌داند. چنین وظیفه مقدسی لازم می‌دارد که قدرت نه به دست معتدلین میانه‌رو که به دست انقلابیون متعهد باشد. با توجه به این گرایشات ایدئولوژیک، تندروها به شدت هرگونه مسئولیت‌پذیری دموکراتیک را مردود می‌دانند و هیچ نگران از میان رفتن محبوبیت‌شان و عدم رضایت گسترده از حکومت دین‌سالار نیستند. مشروعیت دولت نه بر بنیان اراده دسته‌جمعی که بر بنیان امری آسمانی است. از این به بعد، انتخابات‌های ایران احتمالا محدودتر از پیش می‌شوند و تنها به وفاداران خامنه‌ای اجازه کاندیداتوری داده می‌شود. سپاه پاسداران، نیرویی شبه‌نظامی که به رهبری پاسخ می‌دهد، قدرت بیشتری می‌یابد چرا که آخرین پاسدار حکومت دین‌سالار است. ایران وارد یکی از تاریک‌ترین دوران خود می‌شود؛ سرکوب و سانسور و تحمیل قواعد سفت و سخت فرهنگی بالا می‌گیرند.

این چشم‌انداز تاریخ نا‌به‌هنگام محدود به حیطه سازمان‌یابی سیاسی نیست. خامنه‌ای سال‌ها است که بر «اقتصاد مقاومتی» تاکید می‌کند که متکی به کارشناسان نفت نباشد [احتمالا منظور «صادرات نفت» بوده و خطایی املایی شده-م]، از صنایع داخلی در مقابل رقابت خارجی‌ها حفاظت کند، با غرب بازرگانی نکند، بازارهای داخلی را ترجیح دهد و منابع مالی‌اش را از بانک‌های بین‌المللی بیرون نگاه دارد. روحانی می‌خواست با اتکا بر سرمایه‌گذاری‌های خارجی جانی دوباره به اقتصاد دهد،‌ سیاستی که همیشه مورد عدم اعتماد رهبری بود که به غرب مظنون است و شیفته خوداتکایی و خودکفایی. برای تندروها، ادغام در اقتصاد جهانی تله‌ای است که می‌تواند نیروهای آزادی‌طلبی را فعال کند که بر حاکمیت غلبه می‌کنند و تجربه خدایی آن‌را به خطر می‌اندازند. بعید است اقتصاد ریاضتی ایران سطح زندگی مردم را بالا ببرد اما انقلاب تنها در انزوا از غرب دوام می‌آورد.

با این‌که معترضین، امپریالیسمِ بی‌امانِ ایران را محکوم می‌کنند چرا که نمی‌خواهند منابع کشورشان در جنگ داخلی عرب‌ها حرام شود تندروها احتمالا تغییر جهت نمی‌دهند. این همیشه انقلابی بدون مرز بوده و با توجه به فروپاشی نظام دولت‌های منطقه، جمهوری اسلامی فرصت‌هایی بی‌مانند برای قدرت‌نمایی می‌بیند. تهران آنقدر به شاگردش، حزب‌الله لبنان، افتخار می‌کند؛ اینقدر درگیر جنگ داخلی سوریه هست؛ و اینقدر در قلب صحنه سیاسی پر آب و تاب عراق درگیر شده که نتواند ماجراجویی خارجی را صرفا به این خاطر که فشار مالی دارد کنار بگذارد. امپریالیسم همیشه برای انقلابیون وسوسه‌انگیز بوده علیرغم این واقعیت که هزینه‌هایش معمولا بیش از مزایایش هستند. این نظام محافظه‌کار از نو تجهیز شده احتمالا در حمایت از متحدین خود حتی تهاجمی‌تر از پیش عمل می‌کند.

تمام این‌ها باعث می‌شود به شکست محتوم جمهوری فضیلت برسیم. جمهوری اسلامی وارد دوره‌ طولانی انتقال می‌شود که در آن دیگر نخواهد توانست دین‌سالاری با چهره انسانی ارائه کند. اصلاح‌طلبانی که روزی با کوشش خود برای همخوان کردن دستورات اسلامی با هنجارهای دموکراتیک مردم را مجذوب کرده بودند مدت‌ها است کنار زده شده‌اند. روحانی که می‌خواست مشروعیت آسیب‌دیده نظام را در پیامد انقلاب سبز از نو برپا کند حالا قربانی انتظارات روزافزونی شده که خودش بی حسن نیت برانگیخته بود.

شکاف بین دولت و جامعه هیچ‌وقت به این وخامت نبوده؛ مردم به دنبال دموکراسی پاسخ‌گو هستند و کادرهای هر روز کم‌تر حکومت دین‌سالار بر دولتی اصرار می‌کنند که هر روز سرکوبگرتر و منزوی‌تر باشد. انقلابیونی که اصلاحات نمی‌خواهند و عمل‌گرایی را به عنوان انحراف گناه‌کارانه از راه خدا محکوم می‌کنند جایی به جز زباله‌دان تاریخ ندارند. انقلاب ایران در پایان کار انقلابی غیرممکن است چرا که حکومتی دین‌سالار به پا کرده که قادر به اصلاح خود و پاسخ به آمال شهروندان ناآرام و جوانش نیست. تراژدی علی خامنه‌ای این‌جا است که او با تثبیت انقلابش کاری می‌کند که زوال نهایی نظامش تضمین شود.

 

* ری تکیه، کارشناس ارشد شورای روابط خارجی و صاحب کرسی حسیب الصباغ

مترجم: آرش عزیزی

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان