استیو هانکه، فوربس \ ترجمه از ایران‌در‌جهان: دولت ایران به ریاست حسن روحانی در ماه دسامبر لایحه‌ای را تصویب کرد که نام ارز ملی کشور را از ریال به تومان تغییر می‌دهد. برای این کار باید یک صفر از واحد پول ایران حذف شود چون یک تومان برابر با ۱۰ ریال است. بدون تغییر در نظام پولی و نرخ مبادله، تغییرات پیشنهادی چیزی نیستند مگر توهمی بزرگ.

ارز ایران البته یکی از دلایل متعدد عدم کارکرد اقتصادی این کشور است. در واقع ریال از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به بعد عملا و رسما تمام ارزشش را از دست داده — دقیق‌تر بگوییم، ۹۹/۸ درصدش را. اگر انقلاب را با وسعت این دزدی قضاوت کنیم می‌بینیم که فاجعه‌ای تمام و کمال بوده است.

تورم از زمان اوج خود در اکتبر ۲۰۱۲ (که طبق تخمین من ماهی ۶۲ درصد بود) پایین آمده اما نرخ آن همچنان بالا است. نرخ رسمی تورم سالیانه ۹/۶ درصد است. اما این نرخ رسمی است و آمار رسمی در ایران همیشه کمی مشکوکند. طبق محاسبات من نرخ کنونی تورم نزدیک ۲۰ درصد است – یعنی دو برابر نرخ رسمی.

ایران برای حل مشکل ارزی خود می‌تواند ارز کشوری دیگر را اتخاذ کند – مثلا دلار آمریکا یا یورو. اما چنین اقدامی از نظر سیاسی غیرممکن است. روبل روسیه یا یوآن چین شاید پذیرش سیاسی بیشتری داشته باشند اما ارزش آن‌ها کم‌تر است.  ایران اگر دنبال ارزی با ارزش بالا باشد که توسط کشوری «بی‌طرف» صادر می‌شود می‌تواند همان کاری را کند که لیختنشتاین کرد و فرانک سوئیس را اخذ کرد. اما چنین کاری هم دشوار خواهد بود. حکومت دین‌سالار می‌بایست اعتراف کند که جای خطا دارد و این‌که ایران می‌خواهد برای ایجاد ثبات ارز خود را با واحد محاسبه‌ای خارجی و برتر تعویض کند.

این مشکل، راه‌حل دارد – راه‌حلی شیک و موقر. ایران باید برود سراغ طلا‌‌، «ارزی» که مورد صدور یا سیطره هیچ دولتی نیست. ایران می‌تواند این کار را انجام دهد و ارز خودش را هم حفظ کند.

تا پیش از اوایل قرن بیستم طلا نقشی محوری در جهان پول داشت. طلا سال‌های سال قدر قدرت بود – قریب سه هزار سال. و چرا که نه؟ پروفسور روی جسترام در کتاب «ثابتِ طلایی» به شیوه‌ای مستند متقاعدمان می‌کند که طلا چطور توانست در طول دوره‌های طولانی قدرت خرید خود را حفظ کند.

اما از اوت ۱۹۸۱ که رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون پنجره طلا را بست، طلا نقشی رسمی در نظام پولی بین‌المللی نداشته است. امروز مشخصه این «نظام»‌ در واقع نانظام‌های پرآشوب است.

در طول دهه گذشته قیمت طلا بالا رفته و بعضی جاها سر و صداهایی شده که شاید نقش رسمی طلا در حیطه پول بین‌المللی از نو برقرار شود. در سال ۱۹۹۷، رابرت ماندل، برنده جایزه نوبل، کار را به جایی رساند که پیش‌بینی کرد «طلا بخشی از ساختار نظام پولی بین‌المللی در قرن بیست و یکم خواهد بود.»

***

یک راه عالی برای تبدیل پیش‌بینی پروفسور ماندل به واقعیت برقراری اداره ارزی طلابنیان است. «اداره ارزی»‌ در بیش از ۷۰ کشور وجود داشته و همین امروز هم در بعضی کشورها وجود دارد. کشورهایی که از این نهاد پولی بهره می‌برند نسبت به کشورهای مشابهی که بانک مرکزی دارند از انضباط مالی بیشتر، ثبات قیمت بهتر و نرخ رشد بالاتری برخوردارند.

اداره ارزیِ کلاسیک نهادی پولی است که فقط اسکناس و سکه صادر می‌کند. این واحدهای پولی قابل تبدیل آزادانه و بلافاصله به ارز ذخیره (که نام دیگرش ارز لنگری است)‌ با نرخی ثابت هستند. منظور از «ارز ذخیره» ارز خارجی قابل تبدیل یا کالایی است که بخاطر ثبات قابل انتظارش انتخاب می‌شود. چنین «اداره ارزی» دارای اوراق بهادارِ بابهره و سایر دارایی‌هایی است که قابل پرداخت با ارز ذخیره هستند.

طبق قانون، «اداره ارز» باید نرخ مبادله ثابتی با ارز ذخیره حفظ کند و ذخایر خارجی برابر با ۱۰۰ درصد بنیان پولی را داشته باشد. در نتیجه اداره ارز نمی‌تواند بنیان پولی را بنا به نظر خودش افزایش یا کاهش دهد. اداره‌های ارز معمولا نفوذی بر رابطه بین بنیان پولی و میزان عرضه پول از طریق اقداماتی مثل تحمیل نرخ تناسب برعکس ندارند و نقشی در کنترل بانک‌های تجاری بازی نمی‌کنند. نظام کلاسیک اداره ارزی بی‌عمل است و مشخصه آن خودکار بودنش است.

اداره‌های ارزی در گذشته گاه واحدهایی پولی صادر کرده‌اند که مورد پشتیبانی کامل طلا هستند و قابل تبدیل کامل و بلافاصله به طلا با نرخی ثابت. در زیر قانون مختصری برای برپایی اداره ارزی طلابنیان آورده‌ام که نشان می‌دهد اداره ارزی مدرن، مستقل و طلابنیان چطور می‌تواند در ایران برپا و اداره شود. این قانون پیش‌نویس امکان ایجاد موجودیتی در تملک دولت را فراهم می‌کند. اما با چند تغییر، قانون پیش‌نویس می‌تواند پشتیبان برپایی اداره ارزی کاملا خصوصی هم باشد.

***

پیش‌نویس قانون اداره ارزی طلابنیان برای جمهوری اسلامی ایران

۱. اداره ارزی جمهوری اسلامی ایران («اداره») بدین‌وسیله تشکیل می‌شود. هدف از این اداره صدور اسکناس و سکه در واحدی است که برابر با ارز طلا باشند و حفظ ذخایر خارجی کافی برای این‌که واحد پول در سطح کاملا قابل تبدیل در نرخ تبدیل ثابت به طلا باقی بماند.

۲- مقر قانونی اداره در سوئیس خواهد بود و تحت قوانین سوئیس قرار خواهد داشت.

۳- اسکناس و سکه‌هایی صادره توسط اداره قابل تبدیل کامل و بلافاصله به طلا هستند. اداره برای مبادله ارز خود با طلا یا برعکس کمیسیون طلب نمی‌کند. چاپ اسکناس بیرون از جمهوری اسلامی ایران انجام می‌شود.

۴ الف — اداره تنها در صورتی انتشار واحد پولی خود را افزایش می‌دهد که میزان دارایی‌های طلا یا خارجی آن برابر با ۱۰۰ درصدِ میزان افزایش، افزایش یابد.

۴ب- اداره دارایی‌های خود را در طلا یا در اوراق بهادار با ارزش بالا و نقدینه حفظ می‌کند که یا واحدشان طلا است و یا با قیمت طلا تضمین شده‌اند. این ذخایر در حسابی در «بانک مبادلات بین‌المللی» و یا در انبار طلایی که مورد تایید بین‌المللی است قرار خواهند داشت.

۵- اداره تمام درآمد حاصل از انتشار اسکناس و سکه (تفاوت هزینه تولید و بهای آن‌ها) را به دولت جمهوری اسلامی ایران برمی‌گردد مگر آن‌چه برای حفظ ۱۱۰ درصد ذخایر خارجی لازم است.

۶- اداره امکان اجرای وظایف بانکداری جمهوری اسلامی ایران را نخواهد داشت و مسئول وظایف مالی آن دولت نخواهد بود.

۷- عدم حفظ نرخ ثابت مبادله با طلا باعث می‌شود اداره و مدیرانش تحت پیگرد قضایی طبق قوانین سوئیس برای نقض قرارداد قرار بگیرند. این ماده در مورد تلاش برای پس گرفتن اسکناس‌ها، سکه‌ها و ذخایر مورد اختلاس، دستکاری شده یا قلابی کارکرد ندارد.

۸- قوانین موجود که در تناقض با این قانون هستند باطل محسوب می‌شوند.

۹- این قانون بلافاصله پس از انتشار آن اجرایی است.

*استیو هانکه، کارشناس اقتصاد و مالیه و استاد دانشگاه جانز هاپکینز

مترجم: آرش عزیزی

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان