لینک قسمت اول

 

زک دورفمن – مجله پولیتیکو \ ترجمه: کامیار توانمند – ایران‌در‌جهان: … تجارت زونگ در بهترین حالت بود. برای مثال، شرکت او «کی اس آی ایدر/انکور» یک قرارداد آبدار ارسال سنگ مرمر با «فرسوده و شرکا» ثبت کرده بود. کار شرکت فرسوده و شرکا، ساخت مسجد از طریق یک شرکت واردات کاشی در دبی با نام «شرکت مبادلات تجاری ارکیده خلیج» بود. در تئوری، سودی که زونگ میکرد، از معاملات سنگ مرمر بود. اما یک مشکل وجود داشت:‌ شرکت ارکیده نه سنگ مرمر به امارات متحده عربی وارد میکرد و نه آن را به ایران صادر میکرد. و شرکت زونگ در سئول هم که یک شرکت صوری بود، حتی واسطه آن هم نبود. تنها کاری که میکرد، مدارک ساختگی و غیرواقعی ثبت میکرد که به مقامات کرهای نشان دهد این معاملات در جریان است. طبق اعلامیهای که با سوگند در دادگاه قرائت شده، در واقع کنثت زونگ و شرکایش، هوشنگ حسینپور، پوریا نایبی و هوشنگ فرسوده، سه ایرانی تاجری هستند که شبکهای گسترده در خاورمیانه و اروپا دارند و تمامی این معاملات را از خود درآورند. مدارک دادگاه همچنین نشان میدهد حسینپور، نایبی و فرسوده در نهایت کنترل صدها میلیون دلاری که زونگ منتقل میکرده را در اختیار داشتند. همچنین این مدارک مدعی است که این سه ایرانی نه فقط برای سود شخصی خود، که برای دولت ایران این امکان را فراهم میآوردند که خریدهای بینالمللی خود را دنبال کند.

ریشهاین مشارکتها مبهم است. مدارک دادگاه میگوید کن زونگ از راه پسرش میتچل، با این سه ایرانی در تماس بوده و دادستانهای پرونده میگویند میتچل، با برادر هوشنگ فرسوده در سالهای ۱۹۹۰ در دانشگاه ایالتی کلرادو، همکلاسی بوده است. اما اسپرتوس، وکیل میتچل میگوید موکلش هیچوقت برادر فرسوده را ندیده است و هیچ مدرکی در دست نیست که نشان دهد او در دانشگاه کلرادو درس خوانده است. (مقامات دانشگاه بر اساس وظایف خود نتوانستند سابقه حضور برادر فرسوده در دانشگاه را تایید کنند). طبق مدارک دادگاه، این برنامه ظاهری فقط میتواند از یک جا آمده باشد و آن هم سابقه عجیب و خاصی است که ایران و کرهجنوبی با هم دارند. کرهجنوبی از واردکنندگان اصلی نفت ایران است و رابطه اقتصادی و سرمایهگذاری و لابی گستردهای هم دارد. آن زمان که آمریکا مشغول فشار آوردن به کره جنوبی برای پایین آوردن ارتباط نفتی با ایران بود، برای کره یک استثنای خاص قائل شد که بتواند به خرید نفت خود از ایران ادامه دهد.

 

در جریان این استثنای خاص، بانک مرکزی ایران اجازه پیدا کرد که حساب خاصی در بانک دولتی اقتصادی کره باز کند. این حساب که در اختیار کره بود، تا سال ۲۰۱۰ که طبق فشار آمریکا اجازه نداد دیگر به دلار معامله کند،به شرکتهای کره جنوبی اجازه داد هنوز به ایران پول بپردازند. اما این پولها نمیتوانستند بانک را ترک کنند مگر این که شماری از قوانین اجازه میداد و بررسی میکرد و مجوز مقامات کرهای را به دست میآورد. بانک صنعتی کره سالها دلش میخواست  با ایران رابطه داشته باشد. بر اساس مدارک ارتباطی وزارت خارجه آمریکا که از سوی ویکیلیکس منتشر شد، آمریکا در ژوئن سال ۲۰۰۸ اطلاعاتی به دست آورد که بانک مشغول مذاکره با ایران است تا حساب خاصی برای پرداخت نفتی باز کند.

دیپلماتهای آمریکایی در سئول حسابی احساس خطر کرده و با این بحث که ممکن است قوانین تحریمها به این شکل لغو شود، مقامات کرهای را به طور موقت از چنین مذاکراتی منصرف کردند. ایران که دربدر پول خارجی بود، به دنبال راهی بود که آن پولها را از حساب بانک اقتصادی کره بیرون بیاورد. و یا حتی واحد پولی کره را با دلار آمریکایی معاوضه کنند. این جا نیاز به یک واسطه به نام زونگ بود که بتواند این ارتباطمالی را تسهیل کند. اما این پول این قدر زیاد بود که نمیشد این را به سرعت جابجا کرد بدون این که توجه مقامات دولتی کره را جلب کند. برای همین و طبق ایمیلهایی که پرینت گرفته شده و در دادگاه منتشر شده،زونگ پیشنهاد میدهد که مقامات دولتی کره را بخرند.

اگر ایمیلهای زونگ صحت داشته باشد، نقشه او خیلی جاهطلبانه بود. در مارس ۲۰۱۱ در ایمیلی زونگ میگوید که بانک صنعتی کره فقط یکی از این واسطهها است. بانک ووری، یک بانک دولتی دیگر بود که از این تخطیهای قانونی خبر داشت و زونگ، به سراغ بانک کره می‌رود، که معادل همان بانک مرکزی است. وقتی که آژانس دولتی کنترل صادرات، مامور اجرای تحریمها شد، تمامی این موسسات مالی میدانستند که مدارک ارتباط پولی، ساختگی است. این را زونگ در نامهای فاش میکند، مقامات دولتی که او با آنها کار میکند،خیلی در اعماق کار او دقیق نمیشوند. هیچکدام از این نهادها و سازمانهای مالی نه از سوی آمریکا و نه از سوی دولت کره،مقصر شناخته نشدند. این توقف در نقشه حدود یک سالی ادامه داشت. در همان سال ۲۰۱۱، زونگ در ایمیلی به حسینپور مینویسد مقامات کرهای را به محفلی برای عیش و عشرت برده تا توافق را نهایی کند. ایران در مقابل میگوید یک حساب برای آنها باز کنند ولی بانک صنعتی کره احتیاط اختیار میکند. بعد زونگ میگوید اصلا بی‌خیال کره بشویم، میرویم در هنگکنگ یا شانگهای یک شرکت تازه تاسیس میکنیم و همه چیز را آنجا کپی میکنیم. اما دیوارها در حال بسته شدن بود.

در سپتامبر ۲۰۱۲ روزنامه جونگآنگ گزارش داد که مقامات کرهای در حال تحقیق ارتباط مالی غیرقانونی با ایران هستند. به گزارش این روزنامه، این زنگ خطر وقتی به صدا درآمد و نام زونگ وقتی مطرح شد که او بدون هیچ برنامهای ۲۰ میلیون دلار به یک بانک آمریکایی منتقل میکند. در سال ۲۰۱۳ زونگ از سوی دادگاهی در کره به دو سال زندان به اتهام پولشویی محکوم شد. در سال ۲۰۱۵ پنج سال حبس برای پرداخت نکردن مالیات گرفت. در ماه مه ۲۰۱۷ درخواست تجدید نظر زونگ در دادگاه عالی رد شد و محکوم به حدود چهار سال حبس شد. از جمله ۴۰۰ روز کار اجباری در اردوگاه در صورتی که میلیونها پول جریمهای که محکوم شده بود را نپردازد.

به گزارش روزنامههای کره، بانک اقتصادی کره مورد تحقیق قرار گرفت و به پرداخت جریمههم محکوم شد ولی پروندهاش مختومه شد. در جریان همکاریزونگ با سه ایرانی، دستکم ۱۰ میلیون دلار به حسابهای بانکی آمریکا منتقل کرده بود. طبق مدارک دادگاه آمریکا، این مبلغ ممکن است حدود ۱۷ میلیون دلار باشد. بعد هم مدارک شکایت شده نشان میدهد که خانواده زونگ برای پولشویی وارد شدهاند. اسپرتوس، وکیل میتچل میگوید او هیچ اطلاعی نداشت پولی که پدرش برای انتقال میدهد از کجا میآید و البته به درستی میگوید موکلش هنوز به هیچچیز متهم نشده است.

خانواده زونگ از پول ایرانیها استفاده کرده و آپارتمانهایی به قیمت چهار میلیون دلار در آلاسکا و خانههایی در کلرادو و در یوجین در ایالات اورگون خریدند. ماشینهای گرانقیمت خریده و با قایقهای شخصی مجلل به ساحل نیوپورت در کالیفرنیا میرفتند. جواهرات قیمتی برای مثال مراسم عروسی میخریدند. تمامی این اموال از سوی دادگاه توقیف شده است.

در دسامبر ۲۰۱۶ دادستان ایالت آلاسکا ۴۷ فقره اتهام پولشویی به کنث زونگ نسبت داد. اگر زونگ از زندان در کره جنوبی بیرون بیاید و حتی تحویل آمریکا داده شود، سالهای سال در زندان در آمریکا خواهد گذراند. در واقع از ایمیلهای زونگ مشخص میشود او فقط یکی از واسطههای همکاری ایران بوده است. ‌به گفته امانوئل اتولنگی، از مرکز دفاع از دموکراسیها، سه مرد در همان زمان در گرجستان شروع به سرمایهگذاری میکنند. این سه در جریان مطلبی که در سال ۲۰۱۵ نوشته شد، خطوط هواپیمایی خصوصی «فلای جیورجیا» را در گرجستان راه میاندازند و بعد تلاش میکنند هتل «متهچی قصر شرایتون» را بخرند، شرکت معاملات املاک راه بیاندازند، شرکت مسافرت‌های فصلی برای ایرانیها فراهمکنند و خدمات مایکروفایننس، کارت اعتباری از پیش پرداخت شده و خدمات هوایی به ایران بدهند. خرید هتل شرایتون گرجستان این هشدار را میدهد که چطور سه ایرانی درگیر سرمایهگذاریهایی میشوند که بالاخره توجه بازرسان آمریکایی را جلب میکند. در آن زمان، هتل شرایتون مورد نظر،در مالکیت دولت راسالخیمه یکی از هفت شیخنشین امارات متحده عربی بود و شماری سرمایهگذاریدر گرجستان داشت. به گفته فرهاد عظیما، تاجر ایرانی شناختهشده در کانزاس سیتی، تاجر و سرمایهگذار و صاحب شرکت هواپیمایی خصوصی، صاحبان راسالخیمهای که در تلاش برای فروش هتل بودند، با او تماس میگیرند که خریداری برای آن پیدا کند. از اینجاست که بار دیگر نایبی، حسینپور و فرسوده وارد کادر تصویر میشوند.

عظیما میگوید دولت راسالخیمه دنبال خریدار میگشت و این سه نفر پیدا شدند. درصد این که چقدر عظیما با این سه ایرانی در تماس بوده، مشخص نشده است. اما مدارک جدید بانک در دادگاه آمریکا و همچنین ایمیلهای عظیماالبته عظیما و دولت راسالخیمه درگیر پروندههای متعدد دادگاهی هستند و عظیما مدعی است که راسالخیمه ایمیل او را هک کرده و اطلاعات آن را درز داده است که نشان میدهد ارتباط این دو خیلی عمیقتر از این حرفها بوده است. طبق مدارک ثبت شده از سوی وکیل عظیما، نه تنها عظیما نایبی، حسینپور و فرسوده را حاکم راسالخیمه معرفی میکند، که در ملاقاتی حضوری در اکتبر ۲۰۱۱و چند ماه پس از آنکه ایرانیها مبادلات میلیاردی مالی خود با زونگ را پایان داده بودنددرخواست میکند که مقدمات فروش هتل را فراهم کند. (هیچ مدرکی که نشان دهد عظیما از فعالیتهای این سه نفر در کرهجنوبی باخبر بوده، وجود ندارد). طبق توضیح دادگاه عظیما، امیر راسالخیمه به دلایلی نامشخص دلش میخواست این هتل را به ایرانیها که می‌خواستند هتل را بالاتر از قمیت بازار بخرند، بفروشد. ولی پیشنهاد ۶۲ و نیم میلیون دلاری سه ایرانی برای هتل ناموفق میماند. شاید دلیل آن نامشخص بودن معاملات مالی آنها باشد که شرکت حقوقی ناظر بر معامله را پس میزند. یکی از وکلای شرکت از عظیما میپرسد: این آدمها را از کجا پیدا کردی؟ عظیما هم در جواب میگوید:‌ در بخش گمشدهها!

در پاسخی کتبی، عظیما میگوید این سه ایرانی، تمامی مقررات مخالف پولشویی و راههای ارتباط با مشتری را از سوی وکلای شرکت حقوقی در گرجستان گذرانده بودند و چیزی غیرمعمول در مورد آنها نبود. بعد با وزارت خارجه آمریکا تماس میگیرد که به او پیشنهاد میشود این معامله را انجام ندهد در نتیجه از معامله هتل شرایتون، عقب مینشیند. (او البته اشاره میکند که راسالخیمه به معامله با این سه ایرانی ادامه میدهد و حتی با این که معامله هتل انجام نمیشود با این حال، ۲۰ میلیون دلار پول خریداران را نگه میدارد.)‌ در ژوئن ۲۰۰۳ هم نایبی و هم حسینپور در گفتوگو با روزنامه والاستریت جورنال  هرگونه همکاری با دولت ایران را رد کرده و حتی نایبی گفت:‌ «ما از آنها متنفر هستیمحسینپور گفت:‌ «ما هیچ نقشی برای دور زدن تحریمها نداریماما مقامات وزارت خارجه آمریکا که در سال ۲۰۱۲ مدام برای بررسی ناگهانی سرمایه‌‌گذاری ایران به گرجستان میرفتند، با این نظر موافق نیستند.

در سپتامبر ۲۰۱۴ وزارت خزانهداری آمریکا شماری از شخصیتهای حقیقی و حقوقی از جمله شرکت ظاهری ارکیده در دبی را در فهرست تحریمها قرار داد. وزارت خزانهداری آمریکا این سه ایرانی را متهم کرد که مشغول فعالیتهای گولزننده هستند و از طرف شخصیتهای حقیقی و حقوقی پیشتر تحریم شدهی ایرانی، وارد معامله برای ایران شدهاند. در این مقطع دستکم یکی از این سه نفر برای درخواست کمک، با عظیما تماس میگیرد. ایمیلهای هک شده عظیما نشان میدهد که در اواخر ۲۰۱۴، او حسینپور را به یکی از وکلای خود معرفی میکند که شاید برای او با وزارت خزانهداری چانهزنی کند تا حسین‌‌پور را از فهرست تحریمها خارج کنند. از نظر عظیما، حسینپور از او درخواست کرد پیشنهاد بدهد و البته عظیما میگوید حسینپور حاضر نشد وکیل بگیرد. مشخص نیست دقیقا چه باعث شد که وزارت خزانهداری چنین تصمیمی بگیرد. مشخص هم نیست که آمریکا مظنون شده که این سه نفر برای چه شخصی در نظام جمهوری اسلامی کار میکنند. ولی در حوزه عمومی، چند سرنخ موجود است. یکی از آنها یک روزنامه محلی در کیمن آیلندز است که میگوید دولت محلی در مقابل سرمایهگذاری حاضر شد تابعیت بدهد و این سه ایرانی هرکدام ۲۵۰ هزار دلار نفری پرداخت کردند تا بتوانند گذرنامه بگیرند و بعد نایبی به سازمان امام خمینی ربط پیدا میکند که زیر نظر مستقیم آیتالله خامنهای است. این سازمان خود تشکیلات خودش را دارد و طبق گزارش سال ۲۰۱۳ رویترز، ارزش آن بالغ بر ۹۵ میلیارد دلار است. یک سرنخ دیگر، آدرس ارسال به شرکت فرسوده و در زمانی است که با زونگ کار میکرد. این آدرس در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا قرار گرفته است.

در ۱۴ جولای ۲۰۱۵ و پس از مذاکرات نفسگیر،توافق موسوم به برجام آماده شد و موافقان هورا کشیدند که جلوی دستیابی ایران به بمب اتمی را گرفتهاند. یکی از بندهای توافق این بود که آمریکا موافقت کرد حسینپور، فرسوده و نایبی، این سه نفر از فهرست تحریمها خارج شوند. مشخص نیست دامنه تامین منافع استراتژیک آمریکا در این توافق چه بود، اما مشخص است که این سه نفر برای ایران این قدر ارزش داشتند که آنها را در مذاکرات خود جای داده و برای آنها جنگیدند. به گفته اتولنگی، دولت اوباما میدانست که این سه نفر را باید تحریم کند ولی در جریان مذاکرات با حسن روحانی، دیگر حاضر نشد پا پیشتر بگذارد. این سه تن در حال حاضر به احتمال حاضر بیشترین داراییهای ایران در خارج از کشور را در اختیار دارند. به گفته اتولنگی، نایبی بیشتر وقت خود را در دبی و گرجستان میگذراند و حسینپور به نظر میرسد در دبی مستقر است. مکان استقرار فرسوده مشخص نیست. نایبی گویا زندگی بسیار مجللی در گرجستان دارد و صاحب آپارتمانها و رستورانهای زیادی است. در سال ۲۰۱۳ دولت گرجستان روی حسینپور، نایبی و فرسوده تحقیق کرد که ببیند ثروت آنها چطور جابجا میشود و از کجا میآید با این حال، هیچ اتهامی به این سه نفر وارد نشد.

تمامی درخواستها برای مصاحبه یا گفتوگو با ایمیلهایی که ممکن است مرتبط با حسینپور، نایبی و فرسوده باشند بدون پاسخ ماند. تمامی این مراحل نشان میدهد حتی اگر تحریمی انجام شود،چقدر اجرا و تعقیب آن کار دشواری است. یا برای مثال، چین که یکی از خریداران اصلی نفت ایران است را قدرت هرکول میخواهد که بتوان به اجرای تحریمها وارد کرد. و حالا چرا برای مثال اگر دولت ترامپ دلش خواست،چین باید با تحریم ایران همراه شود؟ روابط دوطرفه عالی است. در میانه ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶، حجم روابط اقتصادی سه برابر شده است. میلیاردها دلار ایران در بانکهای کره جنوبی است و سئول گفته که در سه سال آینده حجم صادرات خود به ایران را چند برابر خواهد کرد. شاید کن زونگ، صادرکننده سابق ماهی از آلاسکا در زندان باشد، ولی ماهیهای گندهتری در دبی، سئول و تهران و تفلیس در آبهای تجاری شنا میکنند.

*زک دورفمن، از همکاران شورای کارنگی در خصوص اخلاق در امور بینالملل است. این گزارش تحقیقی در ۱۴ جولای در مجله پولیتیکو منتشر شده است.

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان