ری‌تکیه – واشنگتن‌پست \ ترجمه: کامیار توانمند – ایران‌در‌جهان:  رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا، در یکی از آخرین گفتوگوها در برابر کنگره، تاکید کرد که آمریکا باید از آن عوامل درونی ایران که توانایی یک گذار صلحآمیز و تغییر دولت را داشته باشند، حمایت کنیم. این نکته شوکآور بود و جمهوری اسلامی هم به‌سرعت از آن شکایت کرد. هر دو حزب اصلی آمریکا هم شگفتزده شدند که آمریکا برای مدت طولانی این عوامل تغییر را حمایت کرده است. در جریان جنگ سرد، وزرای خارجه آمریکایی مدام وعده میدادند که کسانی که پشت پرده آهنین گرفتار شدهاند،حامی خوبی مثل آمریکا دارند. با توجه به کهولت سن رهبری جمهوری اسلامی ایران، آمریکا باید آماده نه تنها تغییر نظام که شاید فروپاشی آن باشد.

در منطقهای که سرتاسر آن [شاهد] حضور دولتهای ناکام [و ناکارآمد] است، ایران در برخی مواقع و البته نه به شکلی که حقش باشد، ولی به عنوان جزیره ثبات شناخته میشود. با این حال، تاریخ نظام، پر از چالشها میان اقتدارگرایان و مردمی بوده که خواهان توانمندی‌های دموکراتیک هستند. به محض پیروزی انقلاب، روحانیون جنگ را به خیابانها کشانده و تمامی مخالفان را در عملیاتی خونین از بین بردند. در دهه ۱۹۹۰ شاهد بروز اصلاحطلبی بودند که تلاشی بود برای هماهنگی میان چندگرایی و هارمونی. اصلاحطلبان در مورد مطلقگرایی خامنهای حرف زدند و جامعه مدنی و رسانههای منتقد راه انداختند. نظام طبق معمول با هراسافکنی و ترور به این جریان پاسخ داد. سپس جریان جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ روی داد و برای همیشه مشروعیت نظام و ارتباط میان حاکمیت و جامعه را از بین برد. یک چیز در تاریخ آینده ایران محرز است و آن تظاهراتی دیگر است که تقاضایش جابجایی نظام خواهد بود. امروز، نظام جمهوری اسلامی ایران همان وضعیتی را دارد که اتحاد جماهیر شوروی در سالهای آخر با آن روبرو بود: صحبت از یک ایدئولوژی که هیچکس را قانع نمیکند. در ناآرامی‌های سال ۲۰۰۹ نظام فرمانبرداری سرویس‌هایامنیتی نشان داد که ناکارآمد است و [حکومت] مجبور شد شبهنظامیان بسیج را روانه خیابانها کند، چرا که بسیاری از فرماندهان سپاه پاسداران حاضر به صدور فرمان شلیک به معترضان نبودند.

حوزههای علمیه شهر قم شاهد ضربه دولت خدا به اسلام شدند، چرا که حتی در جریان اصلیترین مراسم مذهبی، باز مسجدها خالی است. مردان جوان دیگر حاضر به پیوستن به جرگه روحانیون نیستند و زنان هم خواهان ازدواج با روحانیها نیستند. سرتاسر نظام را فساد فرا گرفته که برای نظام بیش از همه چیز ضربهزننده است، چرا که ادعا میکند قدرتش الهی است. و در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، حسن روحانی، پیروز انتخابات وعده داد زمینهآزادیهای بیشتر را فراهم کند که باز قدمی دیگر برای مشروعیت‌زدایی از نظامی است که برپایه سرکوب و امواج کثیف کار خود را پیش میبرد. امروز، جمهوری اسلامی ایران حتی قادر به پیدا کردن یک جانشین برای مقام رهبری نیست، چرا که هم در سطح بالا اختلافها عمیق و شدید است و هم مردم بیش از حد بیمیل شدهاند. جمهورس اسلامی البته یک عامل مفید در دست دارد: توافق اتمی با غرب موسوم به برجام. به لحاظ تاریخی، قراردادهای تسلیحاتی خودشان حامیان خودشان را درست کردهاند. در جریان سالهای دهه ۱۹۷۰ و در بحبوحه دیپلماسی کنترل تسلیحاتی، برخی از صداهای تاثیرگذار در غرب نمیخواستند بیش از حد بر کرملین فشار وارد کنند تا مبادا این توافقها از بین بروند. ایران میتواند این انتظار را داشته باشد که همین قدرتها در واشینگتناین روزها همین مسیر را دنبال کنند. خیلیها از حمایت ایران از تروریسم یا نقض حقوق بشر حرف میزنند ولی حاضر نیستند تحریمهای فلجکننده علیه ایران صادر کنند. مشروعیت و عمر طولانی نظام با فقدان توافق کاهش سلاح با مشکل روبرو نمیشود. برای همین حرفهای تیلرسون برای حمایت از آزادی در ایران بحثبرانگیز شد. کاهش قدرت تسلیحاتی جایی نمیگذارد که کسی بخواهد در آن خواستههای ایدهآلیستی خودش را مطرح کند.

در حال حاضر وظیفه محاسبه‌گرانه دولت آمریکا این است که برای بروز تظاهرات همگانی در صورت مرگ ناگهانی خامنهای آماده باشد، چرا که [در صورت وقوع] میتواند کل نظام را تا معرض فروپاشی پیش ببرد. آن وقت ما چطور این تکههای ناجور و متفاوت باقیمانده را وصله کنیم؟ چطور ایالات متحده میتواند نهادهای امنیتی از قبل بیثبات شده ایران را تضعیف کند؟پاسخ به اینها در خالی کردن مکان نفس کشیدن برای نظام در عین حالی است که بتوان منتقدان داخلی را تقویت کرد. همه این برنامهریزیها باید از همین امروز شروع شود. وقتی بحران سر بلند کند، دیگر جایی برای نقش بازی کردن آمریکا نمیماند و خیلی دیر شده است.

در مارس ۱۹۵۳ وقتی جوزف استالین مُرد، دوایت آیزنهاور، رییس جمهوری وقت آمریکا از دولت خواست مطالعات خود در مورد اینکه چطور میتوانند از این موقعیت ایجاد شده در اتحاد جماهیر شوروی بهرهبرداری کنند، به او بدهند. هیچ تحقیقی وجود نداشت. آیزنهاور نفسی عمیق کشید و گفت:‌ برای هفت سال و از ۱۹۴۶ حرف همه این بود که وقتی استالین مرد چه کار باید بکنیمخوب الان مُرده است. حالا ما میخواهیم آن نقشههای روشن و ایدههای شفاف دولت را ببینیم که چه باید بکنیم. چیزی که پیدا کردیم این است که بعد از هفت سال حرف زدن که چهمیشود، حالا شده و هیچچیز دستمان نیست. هیچ نقشهای نداریم.

اما تیلرسون در حد خودش نقطهای را شروع کرده که باید محور سیاست خارجی آمریکا باشد. کار دولت باید این باشد که تحقیق کند و راههایی را بررسی کند که میتواند از بحران در راه ایران استفاده کند و به شکل بالقوه یکی از متخاصمترین طرفهای آمریکا را عوض کند.

*ری تکیه، از همکاران ارشد شورای روابط خارجی است. این مطلب ۵ ژوئیه ۲۰۱۷ منتشر شده است.

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان