دنیس بی.‌راس و جیسون ام.‌برادسکی – تایم\ ترجمه: کامیار توانمند – ایران‌در‌جهان: انتخابات پیش‌روی ریاست جمهوری در ایران که قرار است ۱۹ ماه مه برگزار شود، تمامی نشانه‌های یک انتخابات به شیوه دموکراسی غربی را دارد؛ یک سری مناظره‌های تلویزیونی، حمایت چهره‌ها و شخصیت‌ها از کاندیداها و تزئین مناظر شهری با شعارهای چشمگیر. اما فقط مثل آرایش کردن یک پنجره می‌ماند.

در ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای – و نه رییس جمهوری – قدرت نهایی را در دست دارد. فارغ از این که چه کسی به عنوان برنده اعلام شود، مردم ایران نمی‌توانند شاهد تغییری بهتر، چه در درون کشور و چه نسبت به فضای خارج از کشور باشند. از همان اول این رهبر جمهوری اسلامی است که صحنه ورود کاندیداها را کنترل می‌کند. رهبر به تنهایی نیمی از فقهای شورای نگهبان را انتخاب می‌کند که بازوی بازنگری در نظام جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. نیم دیگر را هم قوه قضاییه انتخاب می‌کند و البته، رییس قوه قضاییه منصوب رهبری است. در سال ۲۰۱۷، از میان یک هزار و ۶۰۰ متقاضی ثبت نام، شورای نگهبان شش کاندیدای نهایی را برگزید.

این انتخابات می‌رود که به رفراندومی در مورد توافق اتمی یا برجام تبدیل شود در حالی که دیگر موارد را هم در حاشیه به همراه دارد. در سال‌های پس از امضای برجام، مردم عادی ایران هیچ تاثیری از برداشته شدن تحریم‌ها و ورود پول نقد به کشور که به آن‌ها قول داده شده بود، ندیده‌اند. دو علت ساختاری باعث کمبود چنین پیشرفتی بوده است:‌ ایران هیچ‌گونه شفافیتی ندارد که به جامعه جهانی اطمینان دهد پول‌شویی و حمایت مالی از گروه‌های تروریست متوقف شده است. دوم، رهبر جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بخش عمده‌ای از اقتصاد را در اختیار دارند و به طور مستمر جلوی معاملاتی که منتهی به تقویت بخش خصوصی در ایران می‌شود را می‌گیرند.

بله، مقدار قابل توجهی پول نقد به اقتصاد ایران تزریق شده اما دنبال کردن پول نشان می‌دهد که وجه نقد یا زیر سایه رهبری رفته یا شرکت‌هایی که او کنترل می‌کند و یا سرویس‌های امنیتی – و نه مردم عادی ایران. از این نظر، توافق اتمی موسوم به برجام برای رهبری ایران و تشکیلات روحانی‌های حاکم بر ایران خوب بوده، اما نه الزاما برای عموم مردم ایران. به رغم تمامی حرف‌های خامنه‌ای و سپاه پاسداران مبنی بر این که ایالات متحده به تعهدات خود در راستای برجام عمل نکرده،‌ جالب است که هیچ‌یک از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری فعلی، حرفی از کنار گذاشتن توافق و یا مذاکره دوباره آن را نکرده‌اند. در واقع، ابراهیم رییسی، کاندیدای محافظه‌کاران که پیشتاز است و به شدت منتقد حسن روحانی، رییس جمهوری فعلی است،‌ گفته که «هر دولتی سرکار بیاید، موظف به اجرای برجام است.» جای تعجب است که چطور کاندیداها از هر دو سوی طیف سیاسی به روحانی برای رسیدن به توافق اتمی حمله می‌کنند بدون این که خواهان لغو آن شوند. اما دلیلش این است که رییس جمهوری بعدی ایران – هر که باشد – حرف آخر در مورد توافق اتمی را نمی‌زند. دست آخر، فقط رهبری نظام است که می‌تواند از توافق اتمی بیرون بکشد که البته چون مزایای آن را می‌بیند دست به چنین کاری نمی‌زند و نمی‌خواهد خود را در بین کشورهای ۵+۱ که دیگر امضاکنندگان این توافق هستند، منزوی کند. اما الزاما نتیجه‌اش هم این نیست که ایران بخواهد رفتار غیراتمی خود را کمی تعدیل کند. ایران به جنگ نیابتی در منطقه شدت داده و پس از امضای توافق، حضور منطقه‌ای خود را تشدید کرده است. از حمایت مالی بدون حساب از اسد در سوریه و حزب الله لبنان تا استخدام نیروهای مبارز شیعه در سوریه و عراق و تا تجهیز تسلیحاتی حوثی‌ها در یمن، ایران از شبه‌نظامیان شیعه به عنوان ابزار استفاده می‌کند تا قدرت منطقه‌ای خود را افزایش داده و ثبات را به هم زده و یا در مقابل رژیم‌های عربی، اهرم چانه‌زنی پیدا کند.

به طور مشخص، رییس جمهوری ایران هیچ کنترلی روی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و راه‌های افزایش قدرت ایران در منطقه، ندارد. روز دوم ماه مه بود که قوه قضاییه  – که آن‌هم از زیرمجموعه‌های آیت‌الله خامنه‌ای است – یکی از اصلاح‌طلبان شاخص را احضار کرد چرا که در یک گردهمایی انتخاباتی روحانی، از حضور سنگین سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی در سوریه انتقاد کرده بود. فقط می‌شود گفت از این گونه رفتارها در آینده بیشتر شاهد خواهیم بود.

برای یادآوری محدودیت‌های دموکراسی در چنین انتخابات‌هایی – و خطرات حساب بیش از حد بر نتایج آن – باید گفت ماه فوریه‌ای که گذشت، سالگرد ششمین سال حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، کاندیداهای پیشین انتخابات ریاست جمهوری است. انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ که دومین دوره ریاست جهوری را برای احمدی‌نژاد تخاصم‌طلب به ارمغان آورد، شروع ناآرامی مدنی‌ای بود که بنیان جهوری اسلامی را تکان داد. در دوره قبلی انتخابات ریاست جمهوری، روحانی وعده آزادی آن‌ها را داد. دور تند بزنید به امسال و ۲۰۱۷: هیچ حرکتی برای این کار انجام نشده است. روحانی در این دوره از شعارهای انتخاباتی خود هشدار داده که اجازه نمی‌دهیم فضای پلیسی و امنیتی بر کشور دوباره حاکم شود. اما کارهای عینی قوه قضاییه و سرویس‌های امنیتی خودش بلندتر از همه چیز سخن می‌گوید. در ماه مارس و برای پایه‌گذاری فصل انتخابات در ایران، نیروهای رسمی، ادمین‌ها و گردانندگان ۱۲ کانال اصلاح‌طلبان در سرویس تلگرام را بدون هیچ اتهام خاصی دستگیر کردند.

رییس جمهوری ایران به واقع در این موجود سیاسی چَند سَر، هیچ پشتوانه سیاسی ندارد. به عنوان شاهد، احوال محمد خاتمی، رییس جمهوری سابق را بپرسید که این روزها ممنوع‌التصویر است و هیچ رسانه‌ داخلی اجازه پوشش او را ندارد. در روزهای آتی ما فقط شاهد حرکت و تکرار نام‌ها خواهیم بود. این یک تمرین عمومی است و نوعی پیام به جامعه جهانی. با توجه به شایعه‌ها در مورد بیماری سرطان رهبری و این احتمال که رییس جمهوری بتواند به جای رهبری جایگزین شود،‌ در روز ۲۰ ماه مه، حتی اگر هم برای مدت کوتاه یا محدودی باشد،‌ ایران کماکان زیر نظر و قدرت آیت‌الله خامنه‌ای است. مسئولیت‌ اصلی و واقعی برعهده رهبران دیگر کشورهای جهان است که نگاه واضحی و دقیقی به ماهیت اصلی نظام ایران، دخالت بیمارگونه در منطقه و حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر داشته باشند.
*دنیس راس، از پایه‌گذاران گروه «اتحاد در برابر ایران اتمی»، از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ مشاور باراک اوباما بوده است. برادسکی هم از سیاست‌گذاران همین گروه «اتحاد در برابر ایران اتمی» است.

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان