کریستوفر دو بلا- نیویورک ریویو آف بوکز\ ترجمه: کامیار توانمند- ایران‌درجهان: انتخابات ریاست جمهوری ایران در ۱۹ ماه مه سال‌جاری میلادی، به احتمال زیاد با پیروزی رییس جمهوری فعلی، حسن روحانی همراه می‌شود. در سال ۲۰۱۵ و دو سال پس از این که به قدرت رسید، روحانی کشور را از ورطه تخاصم رودررو با غرب بیرون کشید و تفاهم‌نامه تاریخی برجام را با دولت اوباما امضا کرد. این توافق، چیزی فراتر از آمریکا بود و پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به همراه آلمان هم با آن همراه شدند تا به اقتصاد سرد و منزوی ایران پس از دوران محمود احمدی‌نژاد پایان دهند. تحریم‌های سنگین برداشته شد و هم پول به داخل کشور راهی شد هم ایران توانست باز به درآمد نفتی خود برسد. در نتیجه پیروزی در انتخابات برای روحانی، دستاوردی منصفانه است.

اما آن معجزه اقتصادی که دولت روحانی وعده‌اش را داده بود هیچ‌گاه عملی نشد که البته باید به آن دیگر وعده‌های سیاسی را هم اضافه کرد که هیچ‌گاه عملی نشد. اگر شما در استان خوزستان باشید که منبع غنی نفتی است ولی با کمبود آب آشامیدنی و برق مصرفی روزانه روبرو است، این اعتقاد که دولت مرکزی به فکر بهبود اوضاع همه مردم ایران است را از دست می‌دهید.

البته درست است که نرخ تورم از ۴۰ درصد در زمان احمدی نژاد به حدود شش درصد (طبق نرخ اعلام شده در ماه پیش) رسیده و این به دلیل ورود درآمد نفتی و محصولات نفتی قطع شده ایران بود ولی هنوز کارخانه‌ها توان پرداخت حقوق کارکنان خود را ندارند، بیشتر مردم به کار با اسنپ روی آورده‌اند – چیزی معادل اوبر – و البته اوضاع جامعه هنوز ناآرام است. نرخ بیکاری در میان افراد زیر ۲۵ سال، حدود ۳۰ درصد است. طبقه متوسط ایران شانس زیادی برای خرید ماشین یا ملک یا تشکیل خانواده ندارد و اگر هم بخواهد این کار را بکند، با تاخیر روی می‌دهد. ولی از سوی دیگر طبقه ثروتمند ایرانی مدام در حال خرید ملک است،‌ ارز خارجی و طلا می‌خرد و سعی می‌کند سرمایه خود را در یک «اقتصاد واقعی»‌ به کار بگیرد. از همین رو شاهد ماشین‌های پورشه و عطرهایی با قیمت ۳۰۰ دلار برای هر بطری و افزایش رستوران‌های شیک و بین‌المللی هستیم که همه نوع ذائقه خاصی را عرضه می‌کنند. از فرهنگ پاپ ترکیه تا هرچیزی که توان پرداخت آن را داشته باشند، را می‌توان شاهد بود.  

شمار کمی از مشکلات اخیر به دولت روحانی برمی‌گردد که در کل البته خیلی بد با کارت‌های خود بازی کرد. اما دولت در حال پرداخت هزینه در مورد وعده‌ها در مورد سرمایه‌گذاری خارجی است. دولت ترامپ در مورد این که تحریم‌های ایران برداشته شده، موضع‌گیری‌های زیادی انجام داده، ولی هنوز به رغم امضای رفع تحریم، تحریم‌ها برداشته نشده است. سرمایه‌گذاران از دولت جدید آمریکا و از دادگاه‌های آمریکا در هراس هستند – از جمله بانک‌ها و صنایع نفتی – و وارد قراردادهای گسترده و طولانی مدت با ایران نمی‌شوند.

در همین حال سیاست‌های دولت ترامپ به هراس سرمایه‌گذاران و عقب‌نشینی آن‌ها دامن می‌زند. در ۱۸ آوریل، رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا به کنگره گفت که ایران در حال همکاری با مفاد توافق برجام است. همین تیلرسون که گفته بود راهبرد با ایران، راهی نادرست و از کارافتاده بوده که نتیجه آن همین چیزی شده که الان در مورد کره شمالی با آن روبرو هستیم. تیلرسون به قول خودش و به دستور ترامپ،‌ مشغول بررسی برجام شده تا ببیند منافع ملی آمریکا در آن لحاظ شده باشد.

صحنه ستادهای انتخاباتی ایران، شاهد گمانه‌زنی‌ها در این مورد است که آیت‌الله علی‌ خامنه‌ای رهبر ایران، کدام یک از رقیب‌های روحانی که از سد شورای نگهبان گذشته‌اند را مورد تایید قرار می‌دهد. یکی از جدی‌ترین رقیب‌ها، ابراهیم رییسی، روحانی ریشه‌دار در مشهد و با سابقه و حتی جانشین احتمالی رهبر، وعده داد که سوبسید‌‌ها را بالا ببرد و به طبقه فقیر کمک کند. همان شعارهایی که احمدی‌نژاد داده بود و کشور را به شرایط قبل از روحانی رسانده بود. به رغم تظاهرات در ترکیه و یا ایران، نخبگان سیاسی ایران در فضای انتخابات بیشتر حواسشان به جانشین احتمالی رهبر ۷۷ ساله جمهوری اسلامی ایران است. این احتمال سایه سنگینی بر انتخابات ریاست جمهوری انداخته است. درست است که رییس جمهوری قوه مجریه را در اختیار دارد، ولی همه چیز باید از مجرای رهبری رد شود. یک تئوری این است که رییسی در انتخابات ریاست جمهوری هُل داده شد که بتواند برای چنین جایگاهی،‌ – جانشینی رهبر – برای خود اعتبار کسب کند. ولی اگر انتخابات به نفع او رقم نخورد، اعتبار سیاسی او برای جایگاه رهبری آسیب می‌بیند.

در جایگاه ستاد انتخاباتی، مقطع انتخاباتی یادآور دورانی است که احمدی‌نژاد شخصیت خود را در آن منعکس کرد. در دو دوره ریاست جمهوری او از ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳، احمدی‌نژاد بدترین سوءمدیریت اقتصادی را انجام داد،‌ تنش‌ها میان ایران با اسراییل و آمریکا را به بالاترین حد رساند و برخوردش با معترضان انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ بسیار خصمانه و همراه با وحشی‌گری بود.

در ۱۹ آوریل و با زیرپا گذاشتن توصیه‌ای خامنه‌ای، احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ثبت‌نام کرد و هرچند از سد شورای نگهبان رد نشد، ولی فضای رسانه‌ای که به او داده شد نشان داد رهبر جمهوری اسلامی چقدر در سال ۲۰۰۹ مقصر بوده است. احمدی‌نژاد به شکل خودش نشان داد چقدر اطلاعات خطرناکی دارد که می‌تواند بروز دهد. هشت سال ریاست جمهوری او دستش را بازگذاشت تا به اطلاعاتی حساس از نظام جمهوری اسلامی دست یابد. همچنین احساسات ملی‌گرایانه، خداگونه – یکی از دستیارانش گفته بود او از سوی امام دوازدهم، امام غایب شیعیان مامور شده است – و همچنین تمایلات پوپولیستی، نشان می‌دهد او چه خطر جدی برای نظام و هرم قدرت روحانیان است.

گفته شده که بعد از رد صلاحیت احمدی نژاد، دسترسی و تحرک‌های او محدود شده است. از زمان پیدایش جمهوری اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹ چند تن از سران دولت از قدرت فرو افتاده و تبعید اختیار کرده‌اند، به حصر افتاده‌اند و یا به شکل جدی از زندگی عمومی کنار گذاشته شده و در تنگنا قرار گرفته‌اند. احمدی‌نژاد شاید مشغول آماده کردن حرکات خود برای زمانی است که دیگر نشانی از خامنه‌ای نمانده باشد و یا افول او نزدیک شود.

حتی شایع شد که شورای نگهبان به تصمیم برای ردصلاحیت روحانی هم بسیار نزدیک شده بود. اقتدارگرایان روحانی را متهم می‌کنند که به آغوش آمریکا رفته، با آن‌ها گرم شده و فرهنگ فاسد و مصرف‌گرایانه غرب را در فرهنگ ایرانی گسترش داده است.

افول ارزش‌های انقلابی را می‌توان در آخرین بخش از فیلم‌های عامه‌پسند در ایران با عنوان گشت ارشاد دید. در ناحیه ثروتمند نشین شمال تهران، رعایت حجاب همین‌طور افول داشته و حالا دیگر حتی به عنوان شالی دور گردن استفاده می‌شود. تلاش نظام برای حفظ ارزش‌هایی مثل حجاب به شکل گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی به مضحکه گرفته می‌شود و هر قدر نظام زور بزند،‌ تمام آن‌چه از آمریکا و عمو سام می‌گوید، به موزه سفارت آمریکا محدود شده است. ارزش‌های اسلامی حتی در خانواده تندروهای هم در حال ریزش است. با این حال و در روز انتخابات، اگر ملاک مسائل فرهنگی و اجتماعی باشد روحانی آسیب‌پذیر است – هرچند شماری از ایرانیان هستند که خواهان بازگشت سخت‌گیری‌های گذشته هستند اما به شرط این که به اقتصاد کاری نداشته باشد.

حتی رییسی با سابقه قضایی‌اش و یا قالیباف که دوبار برای کسب ریاست جمهوری تلاش کرده، در مقابل کسی که ایران را از دوران سقوط تحویل گرفته و به ثبات رساند، شانس زیادی ندارند. خطر جدی برای دور دوم ریاست جمهوری روحانی، شاید دولت ترامپ در آمریکا و کنگره با اکثریت جمهوری‌خواهان باشند که نتیجه هرچه باشد، با هرگونه تسهیلات سرمایه‌گذاری در ایران مخالفت خواهند کرد. اگر آمریکا همین روش را ادامه دهد، میراث روحانی کسی خواهد بود که برنامه اتمی ایران را داد و در مقابل آن، ادوکلن تحویل گرفت.

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان