حمید المنصوری ـ الاتحاد / مترجم علی مهتدی ـ ایران‌درجهان: دیدارها و اظهارات مختلف، داده‌ها و نشانه‌هایی هستند که در روابط منطقه‌ای و بین‌المللی مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرند. با توجه به این نکته، نشانه‌هایی از مونیخ تا دوحه در مورد وضعیت منطقه‌ای و بین‌المللی ایران به چشم می‌خورد. در کنفرانس امنیتی مونیخ که در فوریه گذشته برگزار شد، ایران و نه اسراییل به عنوان تهدید اصلی علیه کشورهای عربی خوانده شد.

در این کنفرانس مشخص شد که روابط ایران و ترکیه که به خاطر مساله جغرافیا، همسایه محسوب می‌شوند و منافع اقتصادی متعدد و امنیتی مشترک در موضوع کردها دارند، به خاطر افزایش نفوذ مذهبی تشیع سیاسی در عراق، لبنان، سوریه، یمن و بحرین در آستانه برخورد قرار دارد. این نفوذ بر طایفه علوی ترکیه نیز تاثیر می‌گذارد. نفوذ شیعی ایران تنها یک رقابت و تنش با برخی کشورهای عربی ایجاد نمی‌کند؛ بلکه ترکیه را نیز شامل می‌شود. مولود چاووش اوغلو وزیر خارجه ترکیه در سخنرانی خود در کنفرانس مونیخ بسیار روشن و قاطع از ایران انتقاد کرده و گفت که برخی رفتارهای ایران باعث بر هم خوردن امنیت در منطقه شده است.

رسانه‌های ترکیه از قول چاووش اوغلو نقل کردند «ایران سعی دارد تا سوریه و عراق را به دو کشور شیعی تبدیل کند.» ایران به نوبه خود در چند سطح پاسخ ترکیه را داد، از جمله بهرام قاسمی سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت که صبر تهران حد و مرزی دارد. سفیر ترکیه در تهران نیز به وزارت خارجه احضار شد و ایران مراتب اعتراض خود به سخنان چاووش اوغلو را به اطلاع وی رساند.

هر چند مسکو توانست در چارچوب تلاش‌های سریع خود در سوریه و آینده این کشور که بین نظام بشار اسد و شبه‌نظامیان شیعه از یک طرف و اپوزیسیون سوریه از سوی دیگر نامعلوم است؛ ترکیه و ایران را به هم نزدیک کند؛ ولی همین موضوع نگرانی‌هایی را برای ایران ایجاد کرد. تهران از احتمال تفاهم واشنگتن و مسکو در مورد امنیتی منطقه خاورمیانه و انقلاب سوریه و در نتیجه کنار گذاشتن ایران نگران است. به همین دلیل ایران برای نشان دادن این‌که چه کشوری قدرت منطقه‌ای است و کشورهای بزرگ باید برای حل بحران به آن تکیه کنند؛ با ترکیه وارد تنش شد.

ایران نیز به نوبه خود چیزهایی برای ارایه به قطر در جیب دارد، از جمله ادامه بحران امنیتی در بحرین و اختلافات دایمی دو کشور بر سر سهم‌شان از حوزه گاز مشترک. ممکن است تهران در آزادی قطری‌هایی که با مجوز عراق مشغول ماهی‌گیری بوده و سپس بازداشت شدند، نقشی ایفا کرده باشد.

در واقع تنش میان ترکیه و ایران را می‌توان محصور به این موضوعات کرد: انقلاب سوریه «نظام بشار اسد و شبه‌نظامیان شیعه در مقابل اپوزیسیون سوریه»، تمایل ترکیه به حفظ نیروهایش در شمال سوریه، رقابت بین دو کشور بر سر نفوذ بیشتر در منطقه که از عراق و سوریه شروع شده است. ایران به موصل به عنوان حلقه‌ای از برنامه کلان خود نگاه می‌کند که این کشور را به سوریه و حزب‌الله در لبنان وصل می‌کند تا بدین ترتیب آن‌چه هلال شیعی نامیده می‌شود، تثبیت شود. ترکیه در مقابل می‌خواهد این هلال را قطع کرده و نفوذ خود را از طریق حمایت از ترکمن‌ها و اهل سنت از موصل شروع کند و حتی شاید برای مرحله بعد از داعش، گروه‌های شبه نظامی سنی در موصل ایجاد کند. ترکیه و ایران برای تقویت منافع خود با دولت اربیل تلاش می‌کنند و این موضوع باعث شده تا «دولت اربیل» انگیزه‌ای برای تحرکات و امنیت خود پیدا کند.

از کنفرانس مونیخ، به کنفرانس دوحه در مارس ۲۰۱۷ می‌رویم. سفر محمدجواد ظریف به دوحه و دیدارش با شیخ تمیم امیر قطر، نشانه‌هایی در بر دارد که وضعیت داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را نشان می‌دهد. این دیدار را می‌توان این‌گونه تفسیر کرد که پس از سفر روحانی به عمان و کویت و مرتبط با سفر قبلی وزیر خارجه کویت به تهران رخ داده و هدفش ایجاد چارچوبی برای گفت‌وگو و همکاری میان کشورهای خلیج [فارس] و ایران است، تنش میان ترکیه و ایران را نشان می‌دهد و همچنین نگرانی از دولت ترامپ و نزدیکی احتمالی‌اش با پوتین، آنکارا و تل‌آویو. اضافه بر آن، میزان ضعف ایران در روابط با کشورهای عربی و اسلامی را نشان می‌دهد. سفر وزیر خارجه عربستان به عراق و تلاش برای بهبود روابط عراق و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج [فارس] و برخی مسایل دیگر مثل وضعیت داخلی و تنش‌آمیز ایران در فضای انتخابات و تلاش برای ترور ملک سلمان در مالزی نیز در همین چارچوب تعریف‌پذیر می‌شود.

تحلیل‌های مختلف نشان می‌دهد که سفر ظریف، ترس ایران از تهدیدات ترامپ را مشخص می‌کند، به طوری که تهران به دنبال یک کشور خلیجی [فارس] می‌گردد تا میان ایران و آمریکا نقش ایفا کرده، به بهبود رابطه با عربستان و شورای همکاری خلیج [فارس] در سطحی قابل قبول کمک کند؛ بدون این‌که ابتکارعمل ارایه شده از طرف شورا که توسط کویت به اطلاع تهران رسیده بود را اساس کار خود قرار دهد. اصل و پایه این ابتکارعمل بر احترام به استقلال کشورها و در نظر گرفتن انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک امر داخلی و همچنین توقف روند تبدیل شدن شهروندان کشورها به «شهروندان دینی» استوار است. احتمالا در این بین تلاشی هم شده که موضوع ترور ملک سلمان در مالزی مطرح نشود تا تنشی رخ ندهد. مسوولان کشورهای عضو شورای همکاری در رسانه‌ها به خصوص شبکه الجزیره قطر اظهارنظر خاصی نکردند؛ ولی بررسی‌ها تاکنون نشان داده که یمنی‌ها در تلاش برای ترور پادشاه عربستان دست داشتند و ایران نیز نفوذ مذهبی زیادی در این کشور دارد.

ایران نیز به نوبه خود چیزهایی برای ارایه به قطر در جیب دارد، از جمله ادامه بحران امنیتی در بحرین و اختلافات دایمی دو کشور بر سر سهم‌شان از حوزه گاز مشترک. ممکن است تهران در آزادی قطری‌هایی که با مجوز عراق مشغول ماهی‌گیری بوده و سپس بازداشت شدند، نقشی ایفا کرده باشد.

ایران در روابط منطقه‌ای و بین‌المللی به کشوری ضعیف تبدیل شده به طوری که کنفرانس امنیتی مونیخ به این نتیجه رسید که برای نخستین بار از سال ۱۹۴۸ به بعد، این اسراییل نیست که بزرگ‌ترین تهدید برای کشورهای عربی به شمار می‌رود، بلکه ایران این جایگاه را دارد. ایران هم‌چنین بین خواسته‌های مردمی در داخل برای آزادی و بالا رفتن سطح زندگی و ادامه سیاست‌های دینی و مذهبی درگیر است؛ سیاست‌هایی که ثروت‌های مالی و معنوی ملت ایران را در خدمت ایدئولوژی‌های مخرب و نابودکننده امنیت منطقه و خود ایران قرار داده است. در عین حال،‌ ایران به خاطر تنش با برخی کشورهای عربی، احتمال هماهنگی محور خلیج [فارس] ـ روسیه ـ آمریکا ـ اسراییل ـ ترکیه در کاستن از قدرت و نفوذ ایران در منطقه، دچار هراس است؛ اموری که می‌تواند باعث ایجاد درگیری داخلی در این کشور شود.

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان