مریم میرزا خانی، اولین زنی است که با ارزش‌ترین جایزه در علم ریاضیات را کسب کرده. او که ۳۷ سال سن دارد ایرانی تبار است و مدرک پی اچ دی خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد اخذ کرده است.او هم اکنون به عنوان پروفسور در دانشگاه استنفورد مشغول تدریس است و عمدتاً روی تغییر شکل اشکال هندسی بر روی سطوح تحقیق می‌کند.
اولین خاطراتی که از ریاضیات به یاد دارید چه بوده است؟

به عنوان یک کودک من رویای نویسنده شدن داشتم. در گذشته هیجان انگیزترین ساعات من در مطالعه می‌گذشت به طوری که من هرچه به دستم می‌رسید می‌خواندم. هیچ وقت فکر نمی‌کردم که به دنبال ریاضیات بروم تا سال آخر دبیرستان. من در یک خانواده‌ی سه فرزندی به دنیا آمدم پدر و مادر من همیشه پشتیبان و مشوق من بودند. برای آنها مهم بود که ما حرفه و کار با معنایی داشته باشیم ولی زیاد به موفقیت و کسب مدال اهمیت نمی‌دادند.

از بسیاری جهات من در محیط خوبی زندگی می‌کردم البته در زمان جنگ ایران-عراق ما روزگار سختی داشتیم. برادر بزرگ من در واقع کسی بود که من را به سوی علوم سوق داد.او برای من از آموخته‌هایش در مدرسه می‌گفت. اولین خاطره‌ی من از ریاضیات مربوط به مشکل اضافه کردن اعداد از ۱ تا ۱۰۰ مربوط می‌شود. راه حل این معما برای من بسیار جذاب بود. این اولین بار بود که من از راه حلی به این زیبایی لذت بردم. البته من خودم نمی‌توانستم آنرا حل کنم.

چه افراد و یا اتفاقاتی در مورد ریاضات برای شما الهام بخش بوده‌اند؟

من از جهات زیادی بسیار خوش شانس بودم. وقتی من مقطع ابتدایی را تمام کردم جنگ نیز پایان یافت؛ من چنانچه ده سال زودتر به دنیا می‌آمدم چنین موقعیت‌هایی به دست نمی‌آوردم. دوره‌ی دبیرستان را در یک مدرسه‌ی خوب(فرزانگان) طی کردم. آنجا بود که با دوستم (رویا بهشتی) آشنا شدم. این مهم است که شما دوستی داشته باشید که بتوانید علایق خود را با او در میان بگذارید، این به انگیزه‌ی شما کمک می‌کند.

مدرسه ما در تهران نزدیک به یک خیابان پر از کتاب فروشی بود. به یاد دارم که راه رفتن در این خیابان شلوغ و رفتن به کتاب فروشی برای ما بسیار جذاب بود. در آن‌زمان ما مثل اینجا اجازه‌ی ورق زدن کتاب‌ها را نداشتیم لذا خرید ما به انواع مختلفی از کتاب‌ها منتهی می‌شد. مدیر مدرسه‌ی ما زن بسیار پر اراده‌ای بود و برای این که مدرسه ما از مدارس پسران کم نداشته باشد هر کاری می‌کرد.

سپس من به المپیاد ریاضیات دعوت شدم که در نهایت منجر شد که به فکر مسئله‌های سخت‌تر بیافتم. به عنوان یک نوجوان از ماجراجویی لذت می‌بردم. ولی مهم‌تر از آن اینکه در دانشگاه شریف دوستان و استادان الهام بخشی را ملاقات کردم. هرچه بیشتر برای ریاضیات زمان گذاشتم بیشتر به آن علاقه مند شدم.

ممکن است نظر خود را در مورد تفاوت آموزش ریاضیات در ایران و آمریکا بیان کنید؟

پاسخ به این سئوال برای من کمی مشکل است چرا که تجربه‌ی علمی من در آمریکا محدود به چند دانشگاه است و من در مورد نحوه‌ی آموزش در دبیرستان‌های آمریکا اطلاعات محدودی دارم. اما به هر حال باید بگویم که سیستم آموزش در ایران چیزی نیست که مردم اینجا تصور آنرا می‌کنند. من چند بار مجبور به توضیح این مطلب شدم که در ایران با اینکه دانش آموزان دختر و پسر تا پایان دبیرستان به مدارس مجزا می‌روند با این وجود می‌توانند در المپیادها و اردوهای تابستانی با هم مشارکت داشته باشند.

همین‌طور تفاوت‌های دیگری نیز وجود دارد مانند این که دانش آموزان قبل از شروع دبیرستان باید رشته‌ی خود را انتخاب کنند و آن‌را در دانشگاه ادامه دهند همچنین برای ورود به دانشگاه نیز آزمون مشکلی وجود دارد. موضوع دیگر اینکه در کلاس ما در دانشگاه ما بیشتر به حل مسائل پیچیده تمرکز می‌کردیم تا گذراندن کلاس‌های تخصصی.

چه چیز موجب جلب شما به این موضوع خاص مورد تحقیق شما شد؟

وقتی من وارد هاروارد شدم تمام گذشته‌ی من در ریاضیات، معادله و جبر بود. من همیشه از آنالیزهای پیچیده لذت می‌بردم ولی چیز زیادی در مورد آن نمی‌دانستم. با توجه به تجربیات گذشته من کاملاً از موضوع بی‌اطلاع بودم. من نیاز داشتم که مطالبی را یاد بگیرم که معمولاً دانشجویان مقطع کار شناسی در دانشگاه‌های خوب آمریکا بلدند.

من با یک سمینار رسمی که توسط کرت مک مولن ترتیب داده شده بود آغاز کردم. بیشتر مواقع حتی یک کلمه از حرف‌های سخنگوی سمینار را نمی‌فهمیدم. اما از بسیاری از صحبت‌های خود کرت لذت بردم. برای من جالب بود که چطور می‌توان مسائل را اینطور ساده و زیبا دید. پس من در مورد مسائلی که در این سمینار پیش می‌آمد از او سئوال‌هایی پرسیدم.

تشویق‌های او برای من بسیار با ارزش بود. کار کردن با کرت روی من تاثیر فوق العاده‌ای داشت دلم می‌خواست می‌توانستم بیشتر از او بیاموزم. وقتی فارق التحصیل شدم لیست درازی از ایده‌های خام داشتم که می‌خواستم آن‌ها را بررسی کنم.

می‌توانید تحقیق خود را به طور مشخص بیان کنید؟ و آیا این موضوع با مسائل دیگر نیز نقطه‌ی اشتراک دارد؟

اغلب مسائلی که من با آن رو برو هستم مربوط به اشکال هندسی بر روی سطوح و حالت شکلی آنها است. در واقع من علاقه به درک شکل حلزونی آنها دارم.

این برای شما چه دستاورد و رضایتی به همراه دارد؟

البته بهترین لحظه‌ی این کار وقتی‌ست که شما می‌گویید«آهان»، هیجان اکتشاف و لذت درک چیزی جدید، آن حس تازه، مانند این است که بر فراز یک تپه ایستاده‌اید و همه چیز را می‌بینید.اما اغلب مواقع ریاضیات برای من مانند یک کوه پیمایی طولانی بدون توقف و بی‌انتهاست.

من همفکری و مشارکت با ریاضی‌دانانی که با تجربیات گوناگون وارد ریاضیات شده‌اند را بسیار مشکل گشا می‌یابم.

چه پیشنهادی برای علاقه‌مندان به علم ریاضیات دارید؟ کلاً در این علم چه می‌گذرد و چه جایگاهی از نظر اجتماعی دارد؟

این سئوال سختی‌ست. من فکر نمی‌کنم که همه باید ریاضی‌دان شوند اما فکر می‌کنم که بیشتر دانش آموزان به ریاضی توجه کافی نمی‌کنند. من در دوره راهنمایی نتایج ضعیفی از ریاضیات داشتم؛ چرا که من علاقه‌ای به فکر کردن در مورد ریاضی نداشتم. الان می‌بینم که بدون لذت از نتایج ریاضیات زندگی سرد و بی حال بود. زیبایی ریاضیات تنها برای افراد صبور و با استقامت به نمایش در می‌آید.

* منبع: گاردین / ترجمه: سام احسنی

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان