وزیر خارجه آمریکا- جان کری- میخ حل اختلافات ریاست جمهوری در افغانستان را کوبید و بعد راهی وین شد تا یک معامله مهم دیگر را جوش دهد. این‌بار معامله بین دو رقیب سیاسی مانند موضوع افغانستان نبود. جان کری روز یکشنبه به وین رسید تا در صورت امکان میخ جابجا شده گفتگوها بین ایران و گروه ۱+۵ را محکم کند، گفتگوهایی که زمان توافق موقت بین آنها در ۲۰ جولای خاتمه می‌یابد.

«همچنان اختلافات عمده‌ای بین ما باقی است، باید ببینیم که آیا پیشرفتی حاصل خواهد شد.» آقای کری این مطلب را به خبرنگارانی گفت که در بیرون هتل محل ملاقات او با (جواد) ظریف جمع شده بودند. با وجود آنکه احتمال بسیاری برای رسیدن به توافق جامع بین گروه‌های مذاکره کننده وجود دارد، اما ایران و آمریکا افکار عمومی را برای شنیدن خبر شکست مذاکرات نیز آماده می‌کنند.

معاون وزیر خارجه ایران- عباس عراقچی- دومین فرد مهم ایران در مذاکرات هسته‌ای، چیزی مشابه به اظهار نظر این دو نفر بیان کرده و به تلویزیون عربی زبان العالم گفته بود که، «مناقشات درباره موضوعات مهم همچنان ادامه دارد و ما نتوانسته‌ایم دیدگاهای طرفین را به هم نزدیک کنیم و معلوم هم نیست که قادر باشیم.» در حالی که فضای گفتگوها در وین مثبت است و به عنوان عاملی که می‌تواند امکان به توافق رسیدن را ممکن سازد هنوز دو کشور ایران و آمریکا سطح توقعات را پایین نگاه داشته‌اند. اما چنانچه مذاکرات به شکست بیانجامد و گروه‌ها نخواهند تا توافق ابتدایی را تمدید کنند، چه مشکلاتی گریبانگیر ایران خواهد شد؟

پیش‌آمدهای حل نشدن مشکل هسته‌ای ایران باعث وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی این کشور خواهد شد اما نه به این مفهوم که ایران کره شمالی دیگری می‌شود. (اگر که حتی به طور کامل از مذاکرات خارج شود.)

ایران ادعا می‌کند، بخصوص از زمان به قدرت رسیدن روحانی، که این کشور اراده قوی سیاسی برای حل مشکل هسته‌ای ایران و ادامه مذاکرات هسته‌ای دارد. با تمام سر و صداهایی که ایران در این سال‌ها به راه انداخته و دوبار نیز از مذاکرات در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۵ خارج شده است، برای سالیان طولانی تبلیغ کرده که برنامه هسته‌ای این کشور نظامی نیست.

کره شمالی به نظر می‌رسید که به عکس‌العمل جامعه جهانی اهمیتی نمی‌داد و تصدیق می‌کرد که چه نیتی در نهایت دارد. اما برای ایران این سناریو کاملا متفاوت بوده است و این نشان می‌دهد که ایران برای شهرت خود اهمیت بسیاری قائل است.

حتی مقایسه بین این دو کشور- ایران و کره شمالی- نشان می‌دهد که چقدر هر دو خواسته‌های متفاوت و دور از همی دارند.

جوان و با نشاط و اهل معاشرت، مردم خوش پوش ایران، بخش بزرگی از جامعه این کشور هستند که اهل انزوا نیستند و این غیر قابل قیاس با کره شمالی است که انزوا طلب و جمعیتی مهجور دارد.

جغرافیای ایران، بُعد سیاسی و جغرافیای سیاسی این کشور عواملی هستند که اجازه نمی‌دهند این کشور رفتاری نامتعارف داشته و یا راه کره شمالی را در پیش بگیرد، حتی اگر که حکومت ایران چنین چیزی را بخواهد.

همچنین کره شمالی نه روحانی دارد و یا یک ظریف یا جمعیتی که معترض و رُک و راست باشد که خواستار اقتصاد بهتر و بهبود وضعیت کشورشان باشند. آشکار است که ایران این ظرفیت‌ها را به رسمیت شناخته و در تلاش است تا از نابودی اقتصادش جلوگیری کند، بدون نظر به آنکه چه اتفاقاتی در پایان این هفته خواهد افتاد و یا اینکه توافق موقت تمدید خواهد شد یا نخواهد شد.

تمام گفته‌های ایران درباره اقتصاد مقاومتی، همچنان نمی‌تواند از احتیاج آنها به پیوستن به سیستم اقتصاد و بازار جهانی بکاهد. رابطه قوی اقتصادی ایران با کشورهای همسایه بشدت تحت تاثیر تحریم‌های بین المللی قرار گرفته است و بهبود بخشیدن این رابطه یکی از اولویت‌های روحانی و دولت او بشمار می‌آید که به این وسیله اقتصاد را در زمانی کوتاه‌تر رونق بخشند.

تمامی این اصول شواهد محکمی هستند که نشان می‌دهد ایران برای رسیدن به توافق نهای جدی است حتی اگر در شش ماه نخست توافق موقت، این هدف بدست نیاید.

آقای باراک اوباما و حسن روحانی هر دو، مردان مورد اعتماد خود را به وین فرستاده‌اند تا شاید میخ بسته شدن قرارداد را بکوبند: جان کری وزیر خارجه آمریکا و آقای حسین فریدون دستیار ویژه روحانی، این دو مرد معتمد هستند. آینده درخشان و خوشایند به نظر می‌آید هر چند که چند دست انداز نیز در این میانه راه باشد.

* از: کاملیا انتخابی‌فرد / در: العربیه نت / ترجمه: کاملیا انتخابی‌فرد – وبلاگ نویسنده

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان