حوادث اخیر جهان را شگفت زده کرده است؛ جهانیان گمان می‌کردند نمی‌توان با نیروهای عراقی که برای به کارگیری پیشرفته‌ترین سلاحها و در بالاترین سطوح آموزش دیده‌اند، بر سر تامین امنیت نظام، نزاع کرد. هنگامی هم که نیروهای مالکی تنها ظرف چند ساعت در شهر موصل همچون نمک آب شدند، بسیاری ضعف فرماندهی‌اش را باور نکردند. اما پس از سقوط پی در پی شهرها و پایگاه‌های نظامی دولت، این مساله به باوری عمومی تبدیل شد.

حوادث نشان داد که مشکل در نوری مالکی است. او نخست وزیری نادان و زورگو است که همه اختیارات را به دست گرفته است. این مرد معنی مدیریت را نمی‌داند و وزرایش را از اختیاراتشان محروم می‌کند. از حماقت‌های امروز او این است که به رقبایش حمله‌ور می‌شود و آن‌ها را برای حرکتی دستجمعی علیه خود، تحریک می‌کند؛ رفتاری که می‌تواند به جنگی فراگیرتر و فروپاشی کامل نظام بینجامد. در این جا نقش ایران به عنوان حاکم نظام برجسته می‌شود. آیا ایران واقعا تنها یک حامی است یا این‌که به دومین کشور داری ذخایر نفتی، چشم طمع دوخته است؟ نباید نظریه‌ پردازی‌های مذهبی که می‌گوید ایران از دولت مالکی به حکم رابطه مذهبی در تشیع، حمایت خواهد کرد را باور کنیم. ایران در اختلاف مستمر و چندین ساله با آذربایجان شیعه است در حالی که روابط خوبی با ترکیه سنی دارد.

طی قرن‌های متمادی رابطه میان ایران و عراق، صرفنظر از کسی که در دو کشور حاکم بود، رابطه‌ای رقابتی بود. تنها برای مدتی کوتاه در دهه پنجاه قرن گذشته، دو کشور در چارچوب ائتلاف بغداد با یکدیگر توافق کردند؛ ائتلافی که عراق، ایران، پاکستان، ترکیه و بریتانیا را برای مقابله با موج کمونیسم گردهم آورد. اما پس از مدت کوتاهی بار دیگر روابط خصمانه شد. شاه ایران عراق را به نزاع بر سر شط العرب کشاند. هنگامی که خمینی قدرت را در ایران در دست گرفت، روابط پر تنش‌تر شد. این روند با حماقت صدام در تلاشش برای تغییر موازنه قوا، شدت یافت. حتی در دوره کنونی، دوره مالکی، با وجود روابط ویژه‌اش با تهران، نظام ایران مراکز مرزی عراقی را تصرف کرد و بسیاری از چاه‌های نفت عراق را در دور اول نخست وزیری مالکی غارت کرد. صدای توپخانه ایران در کوه‌های کردستان عراق به این بهانه که اپوزیسیون کرد را بمباران می‌کند، هنوز هم شنیده می‌شود.

در این شرایط، به طور حتم ایران برای حمایت از نظام عراق دخالت می‌کند، اما حجم این دخالت به چه اندازه است و اهداف آن چیست؟ بعید است که تانک‌های ایرانی را در خیابان‌های بغداد ببینیم مگر در حال فروپاشی کامل نظام عراقی. عراق بر خلاف سوریه، کشوری حیاتی برای جهان به عنوان یکی از تولیدکنندگان نفت است. تغییر شرایط منطقه‌ای آن بدون آن‌که قدرت‌های بزرگ را به تنش بکشاند، مساله آسانی نیست.

به طور حتم ایران از روز دوم پس از سقوط موصل برای پشتیبانی از مالکی و فرماندهی جنگ وارد عمل شده و اعزام نیروهای وابسته به خود را آغاز کرده است. این مساله دایره سوال‌ها گمانه‌زنی‌ها را گسترش می‌دهد: آیا ایران دارای قدرت بزرگ برای ادامه این حضور است؟… آیا می‌تواند ریخته شدن خون‌ها و هزینه‌های مالی ناشی از ماجراجویی‌هایش در سوریه و عراق را به طور همزمان تحمل کند؟! ما معتقدیم که این مساله در درجه اول به تنش عراقی-عراقی باز می‌گردد، هم از لحاظ حجمی و هم زمانی. دوم این که به اهداف رهبران ایران برپایه زاویه نگاهشان به آشوب آن سوی مرزها باز می‌گردد که تا چه میزان می‌خواهند از این آشوب به عنوان فرصتی برای سیطره و نفوذ استفاده کنند. به ویژه فرماندهان سپاه پاسداران که اشتهای زیادی برای گسترش نفوذ دارند. به نظرم این مساله عراقی‌ها را از طوایف مختلف، خشمگین خواهد کرد و تنش میان دو همسایه را به مسیر تاریخی‌اش باز خواهد گرداند.

باید به یاد بیاوریم که آینده عراق از بیست و دو سال پیش، پس از شکست عراق در کویت و فروپاشیدن قدرت عظیم‌اش، در تعلیق قرار گرفت. این سرنوشت پس از آن به خروج نیروهای آمریکایی مرهون شد. حکومت مطلق یک گروه با جهت گیری مشخص در شرایط سیاسی پر تنش، به طور حتم به آشوب می‌انجامید، همانگونه که امروز نتایج آن را می‌بینم. وضعیت در عراق همچنان نامتوازن و غیر قابل ادامه است اما نمی‌دانیم حوادث به کدام سمت خواهد رفت. ما اکنون شاهد فصل موقت دیگری در عراق هستیم. چنانچه ایران به عنوان پشتیبان یا اشغالگر وارد شود، خلل بزرگی به امنیت منطقه‌ای وارد خواهد آمد و تنشی چند قطبی با حضور خلیجی‌ها، اسرائیل و ترکیه آغاز خواهد شد.

* از: عبدالرحمن الراشد / در: الشرق الاوسط / ترجمه: برگرفته از سایت فارسی العربیه

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان