فصل‌نامه «وورد پالسی جورنال»، شماره بهار ۲۰۱۴ خود را به موضوع «سکس و سکسوالیته» اختصاص داده که از جنبه‌های مختلف به این موضوع پرداخته شده است. یکی از مقالات اصلی این شماره به «ترانس‌جندر»ها در ایران می‌پردازد و مشکلات و چالش‌های فرهنگی، تاریخی و حقوقی آن را واکاوی می‌کند.لینک بخش اول ترجمه

لینک بخش دوم ترجمه

لینک بخش سوم ترجمه

لینک بخش چهارم ترجمه

آسیب‌های روانی بعد از معالجه

با وجود تایید گسترده راهکارهای جراحی تراجنسیتی در بین مقامات پزشکی، مذهبی و دولتی ایران، واضح است که جامعه ایران هنوز هم در مورد کلیت تراجنسیتی با خشونت برخورد می‌کند. در واقع، ایرانی‌های تراجنسی با بسیاری از مشکلات مشابه تراجنسی‌ها در کشورهای غربی از جمله طرد آنها توسط خانواده‌ها، مشکلات مربوط به اشتغال، خشونت‌های جنسی، سوء استفاده‌های پلیس، طرد اجتماعی و فشارهای روانی مواجه هستند. تعداد زیادی از زنان تراجنسی، بویژه صیغه را که یک راهکار ازدواج موقت مذهبی است به منظور تداوم بقای خود دنبال می‌کنند. عمده جامعه ایران این نوع از ازدواج را به عنوان فاحشگی مشروع قلمداد می‌کند، زیرا در جریان این امر پول در مقابل انجام عمل جنسی برای مدت زمان مشخصی که حداقل آن یک ساعت است معاوضه می‌شود. هر چند که دولت ایران همچنان در زمینه توسعه زیرساخت‌های حمایت از عمل جراحی تغییر جنسیت سرمایه گذاری انجام می‌دهد، اما حمایت اندکی از بیماران پس از انجام این عمل و حتی به مراتب بسیار حمایت کمتری از خانواده‌های این افراد به عمل می‌آید.

حتی اگر والدین این افراد به طور دایمی از فرزندان تراجنسی خود فاصله بگیرند، اما اغلب مورد طعنه همسایگان و همکاران خود قرار می‌گیرند. به این ترتیب، خانواده‌ها اغلب ترجیح می‌دهند تا به منطقه یا شهر دیگری نقل مکان کنند که در آن افراد اطلاعی از دختر و یا پسر تراجنسی آنها نداشته باشد. گرچه بیشتر مواردی که در ایران نقل می‌شود پیرامون تغییر جنسیت از مرد به زن قرار دارد؛ زیرا ذهنیت منفی بیشتری در مورد مردان انتقالی وجود دارد، اما از نظر امین زنان انتقالی به هویت مرد هم در این زمینه با مشکلات خاص خود مواجه هستند. امین مواردی از لزبین‌های با «اندام مردانه» را ذکر می‌کند که تنها به این دلیل تغییر جنسیت دادند که «زنان شریک»، آنها را برای یافتن «مردان واقعی» بعد از جراحی ترک کرده‌اند. از سوی دیگر، از آنجایی که انجام عمل جراحی تغییر جنسیت از زن به مرد بسیار پیچیده و گران است، بسیاری از مردان تراجنسی در مراحل گذار ناقص باقی می‌مانند. به همین دلیل، در نهایت بزرگ‌ترین منبع حمایت از تراجنسی‌های ایران خود آنها هستند. تراجنسی‌ها معمولاً یکدیگر را شناسایی کرده و روابط خانوادگی جایگزین و جوامع حمایتی خود را تشکیل می‌دهند. اغلب، آنها با یکدیگر زندگی و به هم در زمینه اشتغال، تامین خدمات پزشکی و دارو (بویژه داروهایی که در بازار سیاه قابل دسترسی است) دور زدن محدودیت‌های اداری و قانونی پیش رو به یکدیگر کمک می‌کنند.

در این زمینه خاص، اینترنت بسیار مفید بوده است. گروه‌های اینترنتی خاص به منظور حمایت از ایرانیان تراجنسی (و همجنس‌گرا) بویژه برای حمایت از افرادی که خارج از تهران زندگی می‌کنند تشکیل شده است. بسیاری از مباحث طرح شده در این مجامع هم بر کمک به تداوم زندگی روزمره آنها و همچنین ایجاد زمینه‌ای برای فعالیت سیاسی و طراحی راهبرد سیاسی آنها متمرکز شده است.

فعالیت سیاسی، ائتلاف، عدم وجود اتفاق نظر

در مجامع اینترنتی و سایر فضاهای مجازی امن‌تر، فعالیت سیاسی در مورد اقلیت‌های جنسی ایران انجام می‌شود. با وجودی که بعضاً ممکن است مقامات دولتی از امکانات ردیابی فعالیت‌های اینترنتی افراد برخوردار باشند، اما به ندرت اینگونه مجامع اینترنتی را در اولویت قرار می‌دهند، به همین دلیل تجمعات این گونه دارای آزادی بیشتری است. در واقع، در سال‌های اخیر در ایران ائتلاف جدید و قوی‌تری بین تراجنسی‌ها و همجنس‌گرایان ایرانی شکل گرفته است. اما، آنچه از ائتلاف‌ها مشاهده می‌شود دارای نتایج مشخصی نیست، زیرا این نتایج بعضاً با سیاست غرب در زمینه حقوق همجنس‌گرایان و تراجنسی‌های جوامع ایران مرتبط است. هر چند مشکلات هویتی در بین جوامع پراکنده و متعدد ایرانی افزایش یافته است، اما بسیاری از همجنس‌گرایان و تراجنسی‌های ایران می‌خواهند سیاست‌های داخلی و بین المللی را وارد مسایل روزمره خود نکنند. برخی از این افراد بسیار نگران پوشش بین المللی مسایل افراد تراجنس در ایران هستند، زیرا از نظر آنها تاثیرات چنین پوششی خارج از کنترل آنها است.

امروزه، بسیاری از ایرانیان تراجنسی کاملاً مخالف پوشش زندگی و مشکلات آنها در سطح بین المللی هستند، به این دلیل که از نظر آنها چنین اقداماتی به طور بالقوه به زیان تراجنس‌های ایران است. در اغلب موارد از نظر آنها، تراجنسی‌های ایران آلت دست قرار گرفته و در عوض ده‌ها سال فعالیت سیاسی برای این اقلیت به نفع تمرکز خاص بر حاکمیت و نهادهای مذهبی نادیده انگاشته شده است.

سایر صاحب‌نظران ایرانی نیز بر خطرات مداخلات غرب در زمینه مسایل سیاسی جنسی و هویت‌های این اقلیت ایرانی تاکید کرده‌اند. اسکات لانگ، مدیر سابق برنامه حقوق اقلیت‌های جنسی سازمان جهانی دیده‌بان حقوق بشر بر این اعتقاد است که فعالین سیاسی امور همجنس‌گرایان در غرب اغلب حوزه نقض حقوق‌ بشر در ایران را با تمرکز صرف بر موضوع هویت همجنس‌گرایان مرد و ترس از همجنس‌گرایی محدود می‌کنند. چنین برچسب‌هایی اغلب نامناسب (در بسیاری از موارد، شخص مورد بررسی دارای هویت همجنس‌گرای مرد نیست) و به علاوه کشنده است. زیرا ارتکاب همجنس‌گرایی در ایران یک جرم دارای مجازات مرگ است. به علاوه، لانگ به نقش حذف کننده مذهب، فرهنگ و بویژه اسلام در این شیوه از فعالیت سیاسی اشاره می‌کند. به نحوی که این فرآیند، همه بدرفتاری با اقلیت‌های جنسی را اینگونه تلقی می‌کند که «اسلام از همجنس‌گرایان مرد بیزار است!» به این ترتیب بسیاری از فعالین سیاسی امور اقلیت‌های جنسی غرب که نگرش درستی در این زمینه ندارند، ایران و اسلام را به طور کلی به عنوان جامعه‌ای با نگرش «همجنس‌گرا هراس» تصویر می‌کنند در حالی که این سمبل با عمده واقعیت‌های موجود تطابق ندارد.

در عین حال، بسیاری از فعالین سیاسی ایران از احتمال یک جنبش سیاسی غیر معمول با حمایت کامل بین المللی در ایران، حتی اگر چنین جنبشی وارداتی از غرب نباشد، حمایت می‌کنند. امین می‌گوید «ما (ایرانیان) همه چیز را وارد می‌کنیم. ما اتومبیل و دارو وارد می‌کنیم. چه کسی می‌گوید ما نمی‌توانیم حقوق بشر را وارد کنیم؟ به نظر من اهمیتی ندارد که از کجا وارد شده باشد.» در همین حال، افرادی زمینه‌هایی را برای ایجاد تغییر در نهادهایی مورد ملاحظه قرار می‌دهند که از نظر بسیاری از نظاران خارجی در دید نخست مسئول بسیاری از مشکلات تلقی می شود، در این میان می‌توان به تفاسیر مذهبی، علم پزشکی و اصلاحات تدریجی امور سیاسی داخلی اشاره کرد. مهم‌ترین موضوعی که پیرامون آن موافقت جامعی در مورد حمایت از اقلیت‌های جنسی در ایران وجود دارد، این موضوع است که افرادی که این اقدامات را رهبری می‌کنند بایستی کارآمدترین افراد باشند.

با توجه به پیچیدگی‌های فراوانی که در مورد وضعیت همجنس‌گرایان و تراجنسی‌ها در ایران وجود دارد، فقط این دسته از افراد دانش و بینش کافی برای ایجاد تغییرات مثبت را در اختیار دارند. در واقع، وارد شدن عوامل خارجی بویژه از آمریکا یا اروپا در این قضیه، ممکن است تلاش‌ها را مختل کند. به نحوی که این مساله ممکن است کلیشه‌ها مخربی را ایجاد کند که طبق آن حقوق جنسی یک موضوع وارداتی از غرب تلقی شود. در مقابل، جنبش‌های بومی حقوق جنسی، گروه‌هایی برای تامین حقوق عملی و امتیازات مورد نیاز مانند دسترسی به محل سکونت، خدمات درمانی و حمایت در مقابل خشونت‌های پلیس است. به علاوه، این اقدامات به دنبال بهره برداری از مباحث جاری در مورد تراجنسی‌ها است تا به این ترتیب این مباحث از چارچوب حاکم کنونی در زمینه انجام عمل جراجی تغییر پیدا کند.

در واقع، مهم‌ترین مجرای تغییر ممکن است بعضاً مجرای فرهنگی باشد. به ترتیبی که مباحث مربوط به امور جنسی، فرای چارچوب دیدگاه دولتی در زمینه عمل جراجی تغییر جنسیت و اختلالات هویت جنسی و همچنین خطوط قرمزی مانند گرایش‌های جنسی خاص به تدریج رایج شود. با توجه به قشر جوان ایران که با ذهنیتی باز در امور مختلف اجتماعی خود را در گیر می‌کند – شایان ذکر است که ۶۰ درصد جمعیت ۷۳ میلیونی ایران زیر، ۳۰ سال هستند – اصلاحات فرهنگی خاص بعضاً زودتر از آنچه بعضی‌ها انتظار دارند به وجود خواهد آمد.

مهم‌ترین چیزی که تحولات سیاسی خاورمیانه طی پنج سال اخیر به ما آموخته این است که محدودیت‌های ناامید کننده می‌توانند یک شبه تغییر کنند. وقتی که به موضوع امور جنسی در ایران می‌پردازیم، آنچه امروز به عنوان یک خط قرمز تلقی می‌شود فردا می‌تواند خود موجودیت مورد حمایتی داشته باشد.

* از: راچل ترمان / در: وورد پالسی جورنال / ترجمه از انگلیسی: پارسا آزاد

راچل ترمان، ایرانی-امریکایی و کاندیدای دوره دکترای علوم سیاسی، در دانشگاه کالیفرنیا و یکی از اعضای مشورتی شبکه اتحاد امور حقوقی زنان کشورهای اسلامی است.

کل مطالب شماره بهار این نشریه به زبان انگلیسی را در این لینک می‌توانید دریافت کنید.

Facebooktwittergoogle_plusmailFacebooktwittergoogle_plusmail

Telegram

ترجمه و ویرایش از ایران در جهان